تبلیغات
حرف دل سینمائی
حرف دل سینمائی

فیلم کوتاه - 5

چهارشنبه 30 بهمن 1387

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

 

اکنون که مسأله تا حدودی شکافته شده و با فیلم کوتاه روند تولید آن و مراحل بعد از این روند تا حدی آشنایی پیدا کردیم به نظر برخی از کارشناسان می‌پردازیم:

·         حمید شعاعی:

                        (فرهنگ سینمای ایران صفحۀ 393)

«... ما یک سینمای خانوادگی داشتیم که برای تفریح و گردش روزهای تعطیل برای خانواده‌ها مناسب بو و ژنهایی که توانایی مالی داشتند، روزهای تعطیل از خود و خانواده می‌پرداختند و خاطره‌ای برایشان می‌ماند. سینمای آماتور ایران وقتی خواست از همین وسیله (که به عنوان سینمای خانواگی شناخته شده بود) استفاده کند با ناباوری برخورد کرد و کسی نتوانست بپذیرد با فیلم 8 میلی‌متری بتوان کار جدی کرد...»

·         لاله تقیان

                        (فرهنگ و زندگی، شماره 18)

«... اما به هر حال سینما یک هنر پرخرج است که مسائل اقتصادی در کیفیت آن بسیار مؤثرند و به این ترتیب گسترش فعالیت‌های سینمای آزاد ایران، ضرورت‌ مادی ایجاب می‌کرد، چرا که فیلم‌سازی نیاز به ابزار و وسایل دارد و ناگزیر به بودجه‌ای برای تأمین این‌گونه نیازهاست. این مسئله مهم سبب شد تا سینمای آزاد توجه به تلویزیون ملی را به خود جلب کند و به صورت یک گروه وابسته، از امکانات این سازمان بهره بگیرد. امکاناتی که در پیشبرد هدف فیلم‌سازی تأثیر داشت...»

 

 

·         ناصر باکیده

                        (ماهنامه سوره شماره 38)

«.... بعد از چندی نصیبی با تلویزیون آموزشی تماس گرفت تا برنامه‌ای به نام "آغاز" در آن‌جا برگزار شود که شد، در این برنامه تلویزیونی فیلم‌های سینما آزاد ضمن معرفی مورد نقد و بررسی نیز قرار می‌گرفت. در ضمن برای این که کار گروه یک انعکاس عمومی داشته باشد، جلسات نمایش فیلم به دانشگاه صنعتی برده شد که متأسفانه همین امر باعث شد تا این نوع سینما به فضایی روشن‌فکرانه کشیده شود که تأثیر نه چندان خوب آن را بعداً روی مضامین فیلم‌ها می‌بینیم...»

«... نگاه دیگری هم وجود داشت که فیلم‌ساز آن را از سینمای حرفه‌ای تجاری کسب می‌کرد بدین صورت که مثلاً بعد از نمایش فیلم هالو، فیلمی در سینمای آماتور به وجود می‌آمد که در ابعاد کوچک‌تر تقلیدی از همان فیلم بود...»

«... در این جا فیلم کوتاه در جشنواره هیچ جایگاهی ندارد. به این علت که ما چرخۀ مناسبی برای این کار نداریم؛ یعنی آموزش، تولید و عرضه. جشنواره در دل عرضه تعریف می‌شود و فروش فیلم کوتاه هم در دل عرضه و کارهای بازرگانی آن و چون ما در کشورمان متأسفانه این حلقۀ کامل را نداریم آموزش و تولید به جشنواره ختم می‌شود. زیرا امروزه با پیدایش مقوله دیجیتال، حجم فیلم‌سازی بسیار بالا رفته (یعنی بالغ بر 2000 فیلم کوتاه در سال) بنابراین مثلاً اگر فرض کنید برای هر فیلم کوتاه 5 نفر همکاری کنند جمع آن‌ها به 10000 نفر می‌رسد و این حجمی است که باید برای آن، تعریف اقتصادی ارائه داد...»

«.... بنده معتقدم که این جشنواره (فیلم کوتاه) باید فرایند تولید فیلم کوتاه را به چالش بکشد. باید مشخص شود که این موج شدید تولید فیلم به کجا می‌رود. جشنواره باید تکلیف تولید فیلم را روشن کند که آیا فیلم برای جشنواره ساخته می‌شود یا برای عرضه، فیلم برای مخاطب است یا آرشیو کمدهای شخصی و یا این که فیلم را برای یک یا دو بار اکران می‌سازند؟ این معنای سینما نیست. سینما در دنیا تعریفی شسته و رفته و شفاف دارد. هم باید تأثیرگذار باشد و هم بازگشت سرمایه را تضمین کند.

من اگر امروز مدعی فیلم‌سازی هستم (بلند یا کوتاه) باید فکر کنم، باید مخاطب‌شناسی، تاریخ، روابط و نوع تعامل ارتباط بین‌الملل را بدانم. سینما یک دروغ واقعی است. زیرا تصاویری بر پرده تشکیل می‌شود که حقیقی نیستند....

حال این سؤال مطرح است که چرا تلویزیون ما فیلم کوتاه پخش نمی‌کند با وجود آن که حجم زیادی از فیلم‌های ما قابلیت تطبیق با شرایط و ضوابط صدا و سیما را دارد؟

بنده معتقدم که در حوزه فیلم کوتاه نه تنها انجمن، بلکه مراکزی مانند حوزه هنری، مرکز گسترش و بسیاری از مراکز دیگر، باید همکاری کنند تا این که فیلم کوتاه به اکران درآید و چرخه اقتصادی چه در داخل و چه در خارج از کشور راه‌اندازی شود. اگر چنین اتفاقی بیافتد فرمول تولید فیلم هم شکل جدیدی به خود می‌گیرد. یعنی فضای جشنواره‌زدگی کم‌رنگ می‌شود و فضای اکران، بازگشت سرمایه، فیلم‌سازان مستقل پدید می‌آید. به عقیدۀ من، بزرگ‌ترین آسیب فیلم کوتاه در حال حاضر، همین بحث ارزانی نمایش آن است...»

·         مهدی صباغ‌زاده

(سوده ـ شماره 38)

«... پس در آن شرایط خفقان (پهلوی) سینمای آزاد پناهگاهی شده بود برای سینماگران آماتور تا بتوانند آن چه در ذهن داشتند نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی تصویر کنند...»

«... بچه‌ها سعی می‌کردند مضامین آثارشان را به صورت نمادین مطرح کنند، که بالطبع زبان و شکل خاصی را طلب می‌کرد. مثل فیلم "کلاغ‌پر" ساختۀ علیرضا اردلان که جایزه هم گرفت و توقیف شد... فیلمسازان ما با دقت بیشتری فیلم می‌ساختند که ما نتیجه‌اش را در جشنواره‌ی هشتم دیدیم و آن توقیف 24 فیلم بود...»

·         پریوش نظریه

                        (فیلم کوتاه ـ شماره 4 و 5)

«... کاملاً قبول دارم که برای تولید هم‌چنان منحنی‌هایی مثل مجوز گرفتن و هزینه برداشتن وجود دارد ولی دنیای دیجیتال کار با ابزار تولید را راحت کرده است. نکتۀ جالبی که امسال در فیلم‌های کوتاه مشاهده کردیم این بود که فیلمی را ساخته بودند (امکاناتش این بود: یک جعبه لوازم آرایش، پسر و دختری که دماغشان را عمل کرده بودند و دوربین دیجیتال، به همین راحتی!)...»

«... به نظر من مشکلات متعدد و بهم پیوسته است، مثل یک زنجیر. پس نمی‌توان گفت که دلیل اصلی چیست؟ ... من انتظار از فلیم کوتاه ـ که آن را سینمای حرفه‌ای و سینمای حرفه‌یی و سینمای خاص و مستقل می‌دانم ـ این است که فلیم‌هایی کاملاً جدی ساخته شود، جدی‌تر از فیلم بلند فیلم‌هایی که به مفهوم فیلم کوتاه نزدیک باشد (که متأسفانه کمتر دیده می‌شود...»

«... من کلاً با نگاه تشویقی و حمایتی مخالفم. در جشنواره‌ی دیگری که داور بودم صحبت بود جوایز را خرد کنیم و به همۀ فیلم‌ها امکان دیده شدن بدهیم. من مخالفت کردم، چون فلیم‌سازان نیامده‌اند که یک تکه از جایزه را بکنند و ببرند. فیلم‌ساز باید بداند که در یک رقابت سخت مورد قضاوت و مقایسه قرار گرفته است.من با نگاه تشویقی مخالفم و حتی با برگزاری جشنواره‌ای که در مقابل جشنواره‌های دیگر از فیلم‌هایی حمایت می‌کنند که در جشنواره قبلی حمایت نشده‌اند. من اسم این جشنواره‌ها را جشنواره‌های حمایتی یا دل به دست آوردنی می‌گذارم...»

«... به نظر من فیلم کوتاه خیلی والاتر و خیلی مستقل‌تر  و خیلی حرفه‌ای‌تر از این است که می‌بینیم باید نمونه کار ساختن، کار آموشی و سیاه‌مشق ساختن و کار حرفه‌ای ساختن از هم جدا شود ساختن فیلم کوتاهی که به بیان واقعی "فیلم کوتاه" رسیده باشد خیلی سخت‌تر و حرفه‌ای تر است و توان زیادی می‌خواهد...»

·         هادی آفریده

                        (فیلم کوتاه ـ شماره 3 و 4)

«... به نظر من بخش عمده‌ای از تولیدات فیلم کوتاه امروز رو به زوال است و مخصوصاً فیلم‌سازان نسل "دیجیتال" نتوانسته‌ به مفهوم و جوهره‌ی فیلم کوتاه که جسارت در انتخاب ایده و پرداخت بصری هنرمندانه، پویایی در بیان و تعلیق سینمایی است برسند. بیشتر آثاری که مورد بازبینی قرار گرفته‌اند از یک سری کلیشه‌های رایج تلویزیونی و سینمایی الگوبرداری کرده بوده‌اند.

-    ... بخش دیگری از فیلم‌های کوتاه موفق سال‌های اخیر جشنواره‌ها بود و عده‌ای از فیلم‌سازان به این فکر نکرده بودند که هر سال نوع تفکر و سلیقه‌های هیأت‌های انتخاب یا داوری جشنواره‌ها برای گزینش آثار متفاوت است و هیچ‌گونه الگوی ثابتی در انتخاب وجود ندارد....

-        ... بخش دیگری از فیلم‌ها سیاه مشق‌های اولیۀ هنرجویان و علاقمندان سینما بود...

-    ... آثاری از این قبیل زنگ خطری است که نسل جدید تعریف علمی فیلم‌سازی آسان با دوربین‌های دیجیتال را هنوز نیاموخته و گویی به این فکر می‌کند که هر چیزی برای خودش جذاب است برای همگان جذاب است....»

-    در کنار این مشق‌های فیلم‌سازی بخش‌ فیلم‌های کوتاه به ظاهر حرفه‌ای هم بود که حرفه‌ای بودن را فقط در انتخاب عوامل یا سوپراستارهای سینمای گیشه‌پسند دیده بود. این فیلم‌ها بیشتر شبیه یک سکانس از فیلم‌های بلند دختر ـ پسری بودند تا یک فیلم کوتاه مستقل! این مواردی که شمرده شد برخی از مشکلات و موانع ساخت فیلم کوتاه بود که از نظر نگارنده مهم‌تر از بقیه عوامل بود.

دلیل تاریخی:

از دیرباز آیندۀ فیلم کوتاه همواره دست‌خوش تغییرات بوده. مدتی سینمای ناب بوده، به سینمای آماتوری تبدیل شده ـ به سینمای تلویزیونی تغییر هویت داده و به سینمای زیرزمینی رسیده و دورۀ آوانگارد را طی کرده و سینمای تجربی نامیده شده ـ اما هیچ وقت خود فیلم کوتاه نبوده.

همیشه دست‌کم گرفته شده چون از همان اول به دوربین‌های خانگی به عنوان ابزار نگاه می‌کرده و عوامل غیرحرفه‌ای که می‌خواهند حرفه‌ای‌تر شوند و جوان‌ها جایشان در فیلم کوتاه است. فیلم حرفه‌ای یعنی نگاتیو 35 و عوامل حرفه‌ای فیلم ویدئو آماتور است و بی‌ارزش.

این نوع نگاه از بیرون به عنوان عوام به طور قطع و صددرصد وجود دارد. منتقدان و عوامل سینما هم سالی یک بار به بهانه جشنوارۀ فیلم کوتاه به آن می‌پردازند. مسئولین هم هنوز باور پیدا نکرده‌اند که فیلم کوتاه ربطی به فیلم بلند ندارد و آن را به شکلی پل و پله می‌دانند. این نوع نگاه آنقدر طولانی‌مدت و جدی بود که فیلم‌ساز کوتاه خودش هم این مسائل را باورش شده و باور او اولین مانع برای قدم‌های بزرگ‌تر است.

مطلب دیگر این است که دوربین ویدئو آمده. سینمای ارزان قیمت. امروزه جشنوارۀ فیلم موبایلی برگزار می‌شود (البته نه در ایران). هر کسی با هر اطلاعاتی هر لحظه اراده کند می‌تواند فیلم تولید کند. جای این که به دنبال مجوز بدود هم فیلم‌نامۀ آپارتمانی می‌نویسد یا کافی‌شاپی فیلم‌نامۀ قوی ... فرم... پیش‌تولید ... اینها دیگر چیست؟ ما با دوستانمان می‌خواهیم فیلم بسازیم دوربین هم اجاره کردیم نگاه کنید... فقط باید دو روزه آن را جمع کنیم تا آخر هفته فرصت ارسال کار به جشنواره هست...

این نوع نگاه که با ورود دیجیتال به وجود آمده مهم‌ترین عامل مشکلات و حتی نابودی فیلم کوتاه است. آن قدر که اسم فیلم‌سازان این دوره را نسل دیجیتال گذاشته‌اند و آن‌ها و فیلم‌هایشان چیزی ندارند چون چیزی پشت سر فیلم، ذهن کارگردان نیست. فیلم روح ندارد و کسی دیجیتال را باور ندارد.

وقتی تازه دیجیتال آمده بود (از دوربین تا تروین) همه منتظر شاهکارها بودند، چون امکان این بود که هر نما را بعد از ضبط ببینی. اگر خوب نشده بود دوباره بگیری. شب بروی و بردشتها را تدوین کنی و اگر بد شد یکبار دیگر بسازی... دیگر نیازی نیست در لابراتوار فیلم را ببینیم و اگر بد شده بود دیگر نتوانیم کاری کنیم. این کارکرد باعث شده جای این که فیلم‌ها تبدیل به شاهکارها شوند همه‌چیز شبیه یک سیاه مشق بدخط شود.

فیلم‌ساز احتیاجی ندارد واحد پاس کند، کتاب بخواند، تحقیق کند، سرچ کند، فیلم ببیند و ببیند و مجله بخواند. این‌ها همه اضافات است. تو عطش فیلم‌سازی داری و باید بسازی، خسته شوی و بروی... حتماً باید کنترل شود تولیدات. حتماً باید آموزش جدی گرفته شود جای آن که دست و پاگیر شود کاربردی شود. حتماً آمار صدهزار فیلم‌ساز پایین بیاید. ما احتیاج به فیلم زیاد نداریم ما احتیاج به فیلم خوب و فیلم‌ساز خوب داریم. چون همه نوع امکان فراهم است. ما باید مرحلۀ پیش تولید را احیا کنیم که کاملاً حذف شده ما باید فیلم‌نامه‌نویسی حرفه‌ای داشته باشیم. صدای خوب و نور خوب است که فیلم بد و خوب را از هم جدا می‌کند باید فیلم‌سازان خودشان را بسازند نه فیلمشان را.

ما حتی در دانشگاه‌های سینمایی می‌خواهیم کار پایان‌نامه ارائه دهیم باید فیلم کوتاه بسازیم اما چیزی به نام فیلم کوتاه تدریس نمی‌شود و نگاه ساده‌ انکارانه‌ای بر این مسئله وجود دارد.

مسئله بعدی که ارزش بیشتری دارد سیستم پخش فیلم است.

فیلم‌سازی 3 مرحله دارد:

· آموزش           · تولید              · پخش

آموزش که در مورد آن تا حدودی صحبت شد (آموزش صحیح). مسألۀ جالب این است که ما فقط سیستم تولید داریم. سیستم پخشی وجود ندارد. تنها جایی که فیلم‌های کوتاه پخش می‌شود جشنواره‌ها هستند. سالانه دوهزار فیلم کوتاه به دفتر جشنواره ارسال می‌شود که اکثراً هم تهیه‌کننده‌ها خودشان هستند و برخی هم انجمن سینمای جوان و انجمن سینمای مستند تجربی. راستش همین نبود تهیه کننده مستقل که یکی از کارهایش بررسی اکران در جاهای مختلف و اماکن مختلف است یکی از بزرگ‌ترین عیوب فیلم کوتاه است. اگر این کار (ساخت فیلم کوتاه) یک سیستم استاندارد و درست داشت قسمتی از مشکلات به خوبی خود حل می‌شد.

یک کاری که تهیه‌کننده، نویسنده، کارگردان و تدوین‌گر و بعضاً برخی عوامل دیگرش یک نفر باشند که انتظار بیشتری از او نمی‌رود. همین که ساخته می‌شود به اندازه کافی ادای دین شده. فیلم‌ها بازاریابی نمی‌شوند و به همین دلیل بازگشت سرمایه ندارند و کار برای ادامۀ راه دشوارتر می‌شود.

 

به راستی بازارهای فیلم کوتاه کجایند؟ جایی به جز جشنواره‌ها؟ یک فیلم کوتاه در این سیستم سینمایی کجا شانس پخش شدن دارد؟ به راستی هیچ‌جا! یک فیلم بعد از اینکه ساخته می‌شود به کمد می‌رود تا ساخت فیلم بعدی شروع شود!

آیا نمی‌توان فیلم‌های کوتاه را از تلویزیون که این همه سنخیت هم دارند پخش کرد؟

تلویزیون که برای پر کردن برنامۀ پخش خود به چندمین پخش مجدد سریال‌ها روی آورده و برای هر دقیقه برنامه آن همه خرج می‌کند نمی‌تواند آن موج عظیم خلاقیت و استعداد و انرژی را برای چند ساعت میهمان خود کند.

قطعاً بحث مخاطب نیست چون جشنواره‌ها نشان داده‌اند که فیلم کوتاه چه مخاطبین پروپا قرصی دارد. واقعاً جای خالی فیلم کوتاه در تلویزیون چقدر خالی است.

مسئله بعدی سینماها هستند. سیماهای ما آیا نمی‌توانند جای حجم عظیم تبلیغات فیلم کوتاه نمایش دهند تا فیلم کوتاه در خانۀ اصلی خودش جایی باز کند.

یا اینکه نمی‌شود در سینماهای چندسالنه یک سینما هم مخصوص فیلم کوتاه بگذارند، تا فیلم‌ها پخش شوند. این امر باعث می‌شود قسمتی از این حجم عظیم تولید به پخش برسند.

آن وقت است که اهداف جوان‌ترها جشنواره نمی‌شود. یا کهنه‌کارها جشنواره‌زده نمی‌شوند و فیلم کوتاه مسیر خودش را می‌رود. ولی حال چون تنها مخاطب فیلم‌سازان جشنواره‌ها هستند فیلم‌سازان مجبورند تا همین مخاطب مانده را محکم بچسبد تا از دست ندهد آن را و فیلم کوتاه دیگر آینۀ جامعه نیست. دیگر خون زایش رشد فرم و سبک در آن قطع می‌شود. دیگر نمی‌توان حرفه‌ای بود در نتیجه جشنواره هم مریض می‌شود چون مشتری‌های سالمی ندارد. به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین مشکلات فیلم کوتاه این دو مقوله‌ی مهم باشند.

1- شکل‌ گرفتن ذهن سازنده برای تولید بسیار و ارزان و با کیفیت پائین

2-  عدم وجود سیستم پخش.


فیلم کوتاه -4

شنبه 19 بهمن 1387

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

حال برای این که کاملاً با شیوه تولید فیلم کوتاه در سیستم فیلم‌سازی هم بیشتر آشنا شویم با مسئله درگیری بیشتر پیدا کنیم تجربه‌ای را شروع کرده و مرحله بعد مرحله برای ساخت آن قدم برمی‌داریم.

نگارنده فیلم‌نامه‌ای نوشته به نام «دکه» که داستانی است فرمال و 13 پیزودی که جای آن که بخواهد در فیلم‌نامه‌ها نور کند بار زیاد آن روی اجرای این فیلم‌نامه است. فیلم‌نام هرا به دفتر انجمن سینمای تهران برده و مجوز ساخت خواسته شد. مدیریت آن‌جا جناب آقای محمد صوفی فیلم‌نامه را به جلسات هفتگی فیلمنامه خوانی ارجاع دادند تا اگر در آن‌جا تصویب شد برایش بودجه در نظر گرفته شود و برای ساخت نوبت‌دهی شود. فیلم به جلسات دورخوانی فیلم‌نامه برده شد بعد از خواندن فیلم‌نامه اشکالات فراوانی گرفته شد از جمله عدم همزات‌ پنداری با شخصیت محوری، روایت غیرکلاسیک و پارگی فیلم‌نامه و در پی آن عدم تصویب و بازگرداندن آن برای بازنویسی.

نگارنده نزد مدیریت رفته و توضیحاتی در مورد فیلم‌نامه می‌دهد و کم‌کم مدیریت قانع می‌شود که مجوز بدهد اما اگر قرار باشد بودجه‌ای تخصیص یابد باید فیلم‌نامه در جلسات دورخوانی تأیید شود.

مجوز گرفته شد و به ازای هر کدام از عوامل ده‌هزار تومان بابت بیمه پرداخت شد و نامه‌ای به ناجی هنر برای ادامۀ روند کاری.

در اینجا مرحلۀ پیش تولید به پایان رسید و به مرحلۀ تولید می‌رسیم:

اول برای ساخت این کار 9 دقیقه‌ای عوامل نیمه‌حرفه‌ای با تجهیزات نیمه‌حرفه‌ای در نظر گرفته شد و طبق مشاوره‌ای که با دوستان انجام شد هزینه معادل 1200000 تومان تخمین زده شد. بنابراین رسیدیم به اینکه فیلم را نسازیم. اما یکی از مشاوران  که از فیلم خوشش آمده بود تصمیم گرفت کار را به اتمام برساند و نگارنده تصمیم به همیاری ایشان گرفت.

اولین قدم آن بود که تا جایی که می‌توان هزینه‌ها را کاهش داد. بنابراین به جز عوامل ضروری بقیۀ عوامل حذف گردید. تصمیم گرفته شد از دوربینی که طی رابطه از جایی قرض گرفته شده استفاده شود (دوربین پاناسونیک مدل MD10000). و لنزهای واید و تله و نورهای دوم و سوم و چهارم و پنجم حذف شود. به جای تصحیح کننده از طلق پلاستیکی و کاغذ کالک استفاده شود و ... و مهم‌تر از همه کار را در عرض یک یا دو روز جمع کرده و به تدوین‌گر سپرد.

به جای عوامل نیمه‌حرفه‌ای از خودمان و دوستان و آشنایانی که کمی با کار آشنایی داشته و در عوض کار پولی طلب نمی‌کردند استفاده شد.

و قرار شد که کار تدوین فیلم با یک کامپیوتر خانگی انجام شود که نتیجه چندان رضایت‌بخش نمود. به دلیل عدم بودجه حتی صدا‌گذاری و ادیت صدا هم صورت نگرفت و از صدای سرصحنه که با میکروفن دوربین گرفته شده بود استفاده شد.

مرحلۀ آخر پس از تولید یا پس تولید:

این مرحله شامل اکران فیلم تبلیغات برای پخش فیلم در هر حوزۀ ممکن است که متأسفانه به دلیل عدم جایی برای اکران فیلم فقط توانستیم فرم جشنواره تهیه کنیم و در جلسات کلاسی آن را پخش کنیم.

سال‌های گذشته فیلم کوتاه ابزاری بود برای یادگیری فن فیلم‌سازی، اما امروز هستند کسانی که عنوان کارگردان فیلم کوتاه شناخته می‌شوند که با دقت و وسواس فعالیت‌شان را پی‌گیری می‌کنند و به ارتقای کارشان می‌اندیشند.

این استمرار حضور، در حرفه‌ای که هیچ بازده مالی قابل توجهی ندارد بیان‌کنندۀ تثبیت فیلم کوتاه به عنوان یک مدیوم هنری است گاهی فشارهای مالی آنان را وارد می‌کند که برای امرارمعاش آموخته‌هایشان را صرف ساخت تیزرهای تبلیغاتی، ویدئوکلیپ، وله و ... کنند اما سرریز این مشاغل جنبی  دوباره به کام ساخت فیلم کوتاه ریخته می‌شود.

چرا فیلم کوتاه این قدر (برای سازندگان) جذابیت دارد؟

اول آن که ارزان است. امروز دیگه با در اختیار داشتن یک دوربین ویدئو و یک دستگاه کامپیوتر و یک نرم‌افزار تدوین می‌توان فیلم ساخت.

اگرچه داشتن ابزارهای نور و صدا، وسایل حرکتی دوربین و افراد متخصص در بهبود کیفیت فیلم نقش مهمی دارد اما بسیاری از فیلم‌سازان با قناعت به حداقل‌ها یا با انتخاب موضوع‌هایی که قابلیت ساخته شدن با هزینۀ بسیار اندک دارد، فیلم می‌سازند.

شاید این علت باشد که فیلم‌سازان با دغدغه‌ی مالی کمتر و مهم نبودن برگشت سرمایه به مسائل مهم و پیش پاافتاده دقت نمی‌کنند. یکی از همین مسائل فیلمنامه و پرداخت قوی و پیش‌تولید خوب و مناسب است و اکثراً از این جمله محرومند که: هرچه قدر پیش تولید بهتر و قوی‌تر باشد فیلم رابطۀ بهتری با مخاطبان برقرار می‌کند. این ارتباط را فیلم باید برقرار کند نه مخاطب. این فیلم است که باید مخاطب را مجبور به ادامۀ راه کند نه مخاطب.

فیلم‌های کوتاه نیاز چندانی به مقدمات اداری ندارد تا چند سال پیش حتی برای ساخته شدن فیلم‌های کوتاه نیاز به پروانۀ ساخت و پروانۀ نمایش نبود و فیلم‌های کوتاه بسیاری بدون پروانۀ ساخت ساخته می‌شود.

در ضمن سازندۀ فیلم کوتاه می‌تواند از هر ساختاری برای ساختن هر موضوعی استفاده کند بدون آن که نگران ممیزی ـ نظرات تهیه کننده یا سفارش دهنده یا پسند تماشاگران باشد.

می‌بینید؛ آیا این همان نهایت آمال و آرزوی سینمایی نیست. اما این آزادی عمل گاه به بی‌راهه می‌رود و نتیجۀ آن فیلم‌هایی شلخته و بی‌سروسامان می‌شود.

ادامۀ ارزش فیلم کوتاه

اکثر فیلم‌سازان بزرگ ما و نسل نوین سینمای ایران با فیلم کوتاه پا به عرصۀ سینما گذاشتند.

· فیلم کوتاه حتی در عرصۀ بازی هم این رشد و تحول را داشته است. اولین دعوت‌ هانیه توسلی به سینمای بلند هم به خاطر بازی‌اش در یک فیلم کوتاه بود. امروزه به خاطر پذیرفته شدن فیلم کوتاه به عنوان یک فعالیت خلاقه هنری حتی روندی معکوس‌ پیدا کرده و تعداد بسیاری از بازیگران حرفه‌ای و نامی عرصه‌ی سینما برای تجربه‌های نو به سینما آمدند نام‌هایی چون هدیه تهرانی، ماهایا پطروسیان، لادن مستوفی، پارسا پیروزفر و ... (امیر بنکدار، ماهنامۀ فیلم شمارۀ 358).

· تغییر مدیریت در نهادهای تولید فیلم کوتاه باعث تغییر سیاست مدیریت‌ها می‌شود و این تغییر سیاست‌ها و در پی آن تغییر روندها، فیلمساز را دچار سردرگمی می‌کند و این تغییرات باعث تصمیم‌گیری در فیلم‌های تولیدی گرفته تا تعیین بودجه و تصویب موضوعات که فیلم‌ساز را  در نوسانی شدید قرار داده و باعث سردرگمی او می شود.

· از طرفی عرضه و نمایش فیلم‌هاست به خصوص در تلویزیون (جز برنامه‌های مقطعی) تلویزیون نه برای تولید فیلم‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند و نه برای نمایش آن‌ها برنامه‌ای تعریف‌شده و پیوسته دارد.

حال آن‌که این فیلم‌های ارزان (در قیاس با تولیدات تلویزیون) هم مخاطبان و علاقمندان خود را دارد و هم خوراک سالمی برای پر کردن زمان‌های خالی آنتن‌های شبکه‌هاست که اغلب با مجموعه‌های نازل و تکرار پخش مجموعه‌های نازل و بعضاً تکرار چند بارۀ بعضی سریال‌های وارداتی نه چندان خوب.

نتیجۀ این عوامل باعث شده که فیلم کوتاه تبدیل به یک سرگرمی تبدیل شود یا یک کاردلی که در حاشیۀ زندگی وجود دارد. البته این مشکلات و معظل‌ها مختص فیلم کوتاه نیست. چه بسیار این مشکلات برای نقاشان، عکاسان و دیگر هنرمندان وجود دارد.

· برای اینکه کمبود متخصص در زمینه‌های تخصصی یکی از کمبودهای فیلم کوتاه محسوب می‌شود و موسیقی فیلم نیز از این امر مبراء نیست ولی باید دانست موسیقی فیلم آن‌چنان تأثیرگذار است، که نمی‌شود آن را نادیده گرفت.  برسون می‌گوید:  یک تصویر هیچ‌وقت نمی‌تواند یک صدا را زنده اما صدا می‌تواند یک تصویر را زنده کند.

موسیقی فیلم و اصلاً موسیقی به واسطۀ ویژگی انتزاعی‌اش همواره تفسیر و ارتباطی کاملاً شخصی را خلق می‌کند که در بعضی موارد نمی‌توان آن را با دیگری شریک شد. حالا وقتی موسیقی فیلمی که شامل این اوصاف شده و اصلاً بعد برای فیلم خاصی کلی فضا ساخته و حس و حال آفریده و در پروسه‌ای خاص شخصی شده، چگونه می‌تواند در فیلمی دیگر در بین اثر و مخاطب ارتباط ساده و سالمی برقرار کند؟ (محمد باغبانی، ماهنامۀ فیلم، شماره 388)

· نبود سیستم و سازکاری در مورد فیلم کوتاه که مثلاً ما منتقدانی در مورد فیلم کوتاه داشته باشیم، ما مجله و ماهنامه در مورد فیلم کوتاه داشته باشیم. ما سیستم اکران در مورد فیلم کوتاه داشته باشیم. همۀ این‌ها به علاوه هدایت درست ومناسب جشنوارۀ فلیم کوتاه ـ جشنواره‌های منطقه‌ای، راه‌اندازی و نگه‌داری جشنواره‌های مخلتف برای فیلم کوتاه (مثل جشنوارۀ سونی که متأسفانه تعطیل شد) و جایگزین کردن مراحل بلند آموزشی به جای آموزش 3 ماهه، 6 ماهه و یکساله (مثلاً دوره‌هایی گذاشت مخصوص افرادی که این دوره‌ها را دیده‌اند تا اطلاعات آن‌ها به‌روز شوند و متمرکز شوند)

· عدم توانایی مالی ـ فنی از امکانات فیلم‌سازی مجهز و به روز.

این اتفاق باعث شده که خیلی از ایده‌ها و فیلم‌نامه‌های خوب و قابل اجرا نابود شود. واقعاً راهکار چیست؟ انجمن سینمای جوان تا سال 87 صدهزار خروجی فیلمسازی داشته آیا همۀ آن‌ها به افراد تخصصی برای پست‌های تخصصی تبدیل شدند یا نه فقط کمی اطلاعات فیلم‌سازی آنها بیشتر شد و بعد از ساخت چند فیلم به دنبال زندگی روزمره‌شان رفتند.

· یکی از معضلات بزرگ فیلم کوتاه که به آن اشاراتی شد عدم اکران آن است. یعنی جایی وجود ندارد که فیلم‌ها اکران شود. و عدۀ زیادی هم فیلم کوتاه نگاه کنند تنها جایی که این امر را تا حدودی محقق کرده (به دلیل ماهیت جشنواره بودنش) جشنواره فلیم کوتاه است که معمولاً در سینما فلسطین برگزار می‌شود و یک یا دو سینمای دیگر هم‌چون سینما قیام ـ خانه هنرمندان ایران و مرکز فرهنگی هنری صبا.

اما چون مرکزیت با سینما فلسطین بوده مخاطبان بیش از حد گنجایش در آن‌جا بود و سینماهای دیگر خالی بودند. چه بهتر که جایی مناسب‌تر برای برگزاری جشنواره انتخاب می‌شد که گنجایش خیلی بیشتری می‌داشت، همه چیز متمرکز می‌بود و به مخاطبان افزوده می‌شد. شاید سینما آزادی با امکاناتش و سالن‌های بیشترش مکان مناسب‌تری می‌بود.

شاید بهتر است از مخاطب سنتی (فلیم‌سازان کوتاه) گذر کنیم و به فکر مخاطبان دیگری هم باشیم و صدالبته که این امر احتیاج به حمایت و تبلیغات دارد که متأسفانه هیچ تبلیغات خاصی در چند دورۀ اخیر مخصوصاً بیست و پنجمین دوره صورت نپذیرفته است.

· یکی دیگر از معضلات جشنواره‌ها این است که اکثر جایزه‌ها به کارگردان‌ها می‌رسند نه به عوامل تخصصی یعنی مثلاً ما 30 بخش جنبی داریم که 30 کارگردان جایزه می‌گیرند اما فقط یک فیلم‌بردار، یک صدابردار و یک تدوین‌گر هر سال جایزه می‌گیرند. این فرمول معمولاً در جشنواره‌های معروف اتفاق می‌افتد اما باید دانست که در جشنوارۀ فیلم کوتاه این کار مساوی این است که اکثر نیروی کاری در فیلم کوتاه به کارگردانی روی می‌آورند و برای فیلم‌سازی که 50 نفر متخصص باید جمع شوند تا کاری ساخته شود، پست‌های تخصصی‌اش خالی می‌ماند (یعنی آن 49 متخصص دیگر).

جشنواره

1- گنجایش بخش‌های متعدد در دل جشنواره و بی‌توجهی به ظرفیت‌ها و امکانات است که در جشنواره فجر هم شاهد آن بودیم مخصوصاً جشنوارۀ فکر 1386 این عمل در ظاهر نوعی مانور تبلیغاتی است که به بزرگی و اهمیت جشنواره تأکید دارد اما عملاً تعدادی از این بخش‌ها بی‌هیچ مخاطبی صرفاً برگزار می‌شوند تا برای افرادی که از بیرون اخبار را دنبال می‌کنند تداعی‌گر چیزی باشند که در واقع وجود ندارند.

مثلاً گنجایش بخش‌هایی چون سینمای ملی ـ بخش جنبی آن و سینمای بین‌الملل ـ بخش جنبی آن که خیلی خوشایند و معقول است اما به جدول زیر نگاهی بیاندازید.


جدول بیست و پنجمین جشنوارۀ فیلم کوتاه

مسابقۀ سینمای ملی

بخش جنبی سینمای ملی

مسابقۀ بین‌الملل

بخش جنبی مسابقۀ بین‌المللی

·      مسابقۀ آثار داستانی

·      مسابقۀ آثار مستند

·      مسابقۀ آثار پویانمایی

·      مسابقۀ آثار تجربی

·      مسابقۀ آثار میراث نبوی

·      مسابقۀ آثار چشم‌انداز سرزمین زیبای ما

·      سی‌امین سال پیروزی انقلاب در بستر فیلم‌ کوتاه

· مرور آثار یک فیلمساز

· مرور آثار یک تدوین‌گر

· مرور فیلم‌های کوتاه یکی از دفاتر انجمن (در سال 87 استان گیلان)

· معرفی 5 دفتر انجمن سینمای جوان به بهانۀ  برگزاری هم‌زمان برنامه جشنواره

·      ملل مسلمان

·      قلمرو سبز

·      در جست‌وجوی حقیقت

·      آسیا

·      جلوه‌گاه شرق

·      مسابقۀ اصلی

· مقاومت و پایداری به به بهانه شصتمین سال اشغال فلسطین

· مرور بر فیلم‌های اتحادیۀ فیلم‌سازان کوتاه کشورهای مسلمان و کشورهای عضو اکو.

· مرور بر فیلم‌های کوتاه کره جنوبی

· مرور بر فیلم‌های کوتاه برزیل

حال سؤال این جاست که یک جشنوارۀ جوان و تجربی و پویایی چون جشنوارۀ فیلم کوتاه این همه رسمیت را می‌خواهد چه کار؟ آیا باید به شکل‌گیری شخصیت خودش در عرضه فیلم‌سازی بپردازد، تجربه کند، خراب کند و بسازد تا خودش را پیدا کند یا دل بسپارد به وقایعی چون بخش‌های فوق و هدف قرار دادن آن‌ها؟ شاید بهتر بود این طرز تفکر تجربی بودن، آوانگارد بودن و نواندیش‌ بودن از همین‌جا یعنی طرز تفکر مسئولین مربوطه و نتیجه آن در برگزاری جشنواره فیلم کوتاه کلید زده می‌شد تا این اتفاقات کمک کند به فیلم‌ساز جوان برای بروز دادن خلاقیت‌هایش و این رسمیت می‌ماند برای هزارویک جشنوارۀ دیگری (که هر ارگانی برای خودش یک جشنواره راه‌اندازی کرده و پرداختن به آن مانع ادامۀ بحث تحقیق مورد نظر می‌شود)


فیلم کوتاه 3

جمعه 18 بهمن 1387

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

شهرام مکری  

فیلم کوتاه بعد از انقلاب

از سال 1362 مجدداً سینمای جوان با نام کامل "انجمن سینمای جوانان ایران" از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد راه‌اندازی شد و در بسیاری از شهرها فعالیت خود را با همین نام ادامه داد.

این انجمن یکی از مهم‌ترین و فعال‌ترین هستۀ فیلم‌سازی کوتاه می‌باشد که در سراسر ایران علاقه‌مندان این رشته را دور هم گردآوری کرده است.

به جز انجمن سینمای جوانان از سال 1358 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فعالیت خود را شروع کرد و تا سال 1365 فیلم‌های خوبی در قطع 8 میلی‌متری ساخت. در همین میان نهادهای دیگری چون مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دانشکده‌های سینمایی و حوزه هنری سازمانم تبلیغات اسلامی و مراکز مشابه اقدام به آموزش و ساخت فیلم کوتاه کردند.

اما به نظر می‌رسد انجمن سینمای جوانان نقش پررنگ‌تری ایفا کرده و محوریت  گرفته است.

بعد از انقلاب هم‌چنان فیلم‌ها در قطع سوپر 8 میلیمتری ساخته می‌شد که اکثراً به دو دسته تقسیم می‌شوند: 1- فیلم‌های روشن‌فکری و نمادگرایانه (که تحت تأثیر سینمای آزاد بود)، 2- فیلم‌هایی با مضامین اجتماعی مثلاً فیلم آرزو «ساعد نیکزات» و دوباره بر خاک «مهدی جهانی» که با جوایزی از داخل و خارج روبرو شدند و همین مسأله ایجاد انگیزه می‌کرد برای فیلم‌سازان فیلم کوتاه.

کم‌کم دوربین 8 میلی‌متری منسوخ شد و ویدئو جایگزین آن شد. نسل اول فیلم‌سازان فیلم کوتاه بعد از انقلاب کار خود را با 8 میلی‌متری شروع کرده و به اوج رسیده بودند از قبیل: امیرشهاب رضویان ـ ساعد نیکزاد ـ مهرداد اسکویی ـ بهمن قبادی ـ مهدی بمانی ـ بیژن میرباقی ـ وحید موسائیان ـ مسعود امینی ـ علی محمد قاسمی ـ مهدی جعفری ـ سعید پوراسماعیلی و شمس‌الدین آروند.

وقتی ویدئو جای نگاتیو را گرفت سیل عظیم جوانان با آسان شدن مراحل کار تصمیم گرفتند فیلم‌سازی را تجربه کنند و جریان این سیل روز به روز تندتر می‌شود.

کم‌کم تهیه‌کنندگان وارد عرصۀ فیلم کوتاه شدند و با تبلیغات مناسب و تأمین هزینه‌های لازم شروع به فیلم‌سازی 16 و 35 و ویدئو کردند. از جمله‌ می‌توان به محمد آفریده اشاره کرد و این امر باعث شد جوایز روزافزون شود و سینماگران و مطبوعات فیلم کوتاه را جدی‌تر بگیرند.

از جمله این فیلم‌ها می‌توان به بیگانه و بویم (علی‌محمد قاسمی) دایره (محمد شیروانی) دست‌های سنگی (محسن امیریوسفی) بقچه و نگاه شکسته (بهزاد رسول‌زاده) من و عروسکم (پریوش نظریه) زیارت (مهدی جعفری) سکوت طولانی (ابراهیم اصغرزاده) خانه‌ی مادری‌ام مرداب (مهرداد اسکویی) فوکوس (لقمان خالدی) دو خواهر (بیژن میرباقری) تنها با زمین (وحید موسائیان) و ... اشاره کرد.

 

ویدئو هم‌چنان ارزان شد و دوربین‌ها همگانی شد بنابراین فیلم‌سازان زیاد و زیادتر شده به حدی که طبق آمار از سال 53 تا 86 صدهزار نفر جزو انجمن سینمای جوانان بوده است.

این اتفاق کم‌کم باعث به وجود آمدن سینمای زیرزمینی شد که به قوانین موجود تمایل زیادی ندارند و دوست دارند به فیلم‌های خودشان بپردازند تا این که از قوانین  و چهارچوب موجود پیروی کنند.

نتیجه کار بعضی از این فیلم‌سازها درخشان و چشم‌گیر بود که باعث به وجود آمدن سیمای پست مدرن و مینی‌مالسیم شد (که تأثیر آن در فیلم‌نامه‌ها بود و تحت تأثیر ادبیات مینی‌مال بود)

مهم‌ترین فیلم‌ساز این دوره شهرام مکری با فیلم‌های «طوفان سنجاقک» و «محدودۀ دایره» و «آنروسی» است و عاطفه خادم الرضا با فیلم‌های «رؤیای سنجاقک» و «تنگ‌ ماهی خالی» که با مرز بین عالم خیال و واقعیت و سینمای مستند بازی می‌کرد.

البته در جشنواره یکی دو سال اخیر چند فیلم‌ساز دیگر خوش درخشیدند که از جمله می‌توان به مسعود بخشی، با فیلم آرایشگر بغداد و فیلم مستند «تهران انار ندارد» و هومن سیدی با فیلم دندان آبی یا بلوتوث اشاره کرد که این فیلم حتی از برخی فیلم‌های سینمای بلند ساختار بهتری داشت. البته نسل قبل فیلم کوتاه هم‌چنان در عرصۀ بین‌الملل  خوش می‌درخشد مثل فیلم باد سرخ ساخته (علی‌محمد قاسمی) که جایزه‌های زیادی برد و خواب تلخ به کارگردانی محسن امیریوسفی که دوربین طلایی جشنواره کن را برای او به ارمغان آورد و تقریباً مهم‌ترین دستاورد سینمای ایران در عرصه‌ی بین‌الملل محسوب می‌شود.


فیلم کوتاه - 2

سه شنبه 15 بهمن 1387

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

فیلم کوتاه در ایران

در ایران هم اولین فیلم، یک فیلم کوتاه خبری بود که توسط میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی فیلم‌برداری شد.

مظفرالدین شاه در سال 1900 میلادی طی سفری به فرانسه با دستگاه سینما توگراف آشنا می‌شود.

او در سفرنامه‌اش این گونه توصیف می‌کند:

«دستگاهی است که بر روی دیوار می‌اندازند و مردم در آن حرکت می‌کنند.»

این دستگاه در سال 1297 هجری شمسی وارد ایران شد و در ابتدا تنها درباریان قاجار و اشرافیان از آن استفاده می‌کردند. برخلاف اروپا که این پدیده در کنار مردم عادی و برای سرگرمی آنان شکل گرفته بود.

سالها بعد میرزا ابراهیم‌خان صحاف‌باشی اولین سالن نمایش فیلم را افتتاح کرد و بعد از او هم مهدی روسی خان که به سینما جنبۀ عمومی‌تر می‌دهد. آن‌ها معمولاً فیلم‌هایی که از 10 دقیقه تجاوز نمی‌کرد نمایش می‌دادند.

بعد از آن اردشیرخان ارمنی «آرداش باتماگرایان» به این رقابت دامن زد که در سال 1291 سالنی در خیابان علاء‌الدوله باز کرد و سالن‌ها گشایش یافت تا اینکه ژرژ اسماعیلف در سال 1292 سالنی روبروی سالن اردشیرخان برای رقابت می‌زند.

صرف‌نظر از ابراهیم‌خان عکاس‌باشی، خان‌بابا معتضدی نیز یکی از اولین فیلم‌برداران سینمای ایران بود در سال‌های 1304 تا 1310 فیلم‌های خبری صامت برمی‌داشت و معروف‌ترین آن‌ها به گفته خود او در سال 1304 درباره مجلس مؤسسانی ساخته شد که رضاخان را به پادشاهی برگزید و همین‌طور فیلمی که چند ماه بعد در سال 1305 از تاج‌گذاری او برداشت.»

البته در این‌جا باید ذکر کرد که وقتی سینما به ایران آمد در اروپا بسیاری از ملزومات جذابیت از قبیل داستان و داستان‌پردازی به وجود آمده بود و فیلم‌ها به فیلم بلند تبدیل شده بود. برای مخاطب ایرانی هم سینما همین‌طور شناخته شد. یعنی از همان اول مخاطب ایرانی با فیلم کوتاه زیاد آشنا و همراه نبوده. همین عدم پیشینۀ تاریخی مناسب در ذهن عموم مردم از اولین مشکلات این نوع سینما در بدو درود به ایران محسوب می‌شود.

سینما در ایران ادامه داشت و فیلم‌ها ساخته می‌شد تا دوربین 8 میلی‌متری وارد ایران شد. و سپنتا (همان کسی  که اولین فیلم ناطق ایرانی را ساخته) بعد از 30 سال دوری از سنما با خرید یک دوربین در سال 46 تا 48 چند فیلم کوتاه ساخت.

جالب است بدانید که علت دوری 30 ساله سپنتا از سینما مبارزه با سینمای مبتذل و مردم‌فریب ذکر شده و ادامۀ راه خود را در فیلم کوتاه پیدا کرده.

یکی از همین فیلم‌ها «پائیز» نام داشت که در جلسۀ 26 سینمای آزاد در سال 1350 به نمایش درآمد.

با ورود دوربین 8 میلی‌متری عمدۀ فیلم‌ها در دو جریان اصلی اتفاق می‌افتد:

«جدای از فیلم‌سازی شخصی»

1. جریانی به نام سینمای آزاد

2. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

از سال 1348 فعالیت خود را آغاز کرد.

در چند ماه اولیۀ فعالیت خود 35 فیلم ویژه کودک و نوجوان را در زمینه‌های آموزشی و هنری به فیلم‌سازان سفارش داد.

بعد ایجاد ارتباط با یونسکو و سایر مراکز فرهنگی و سینمایی دنیا را آغاز کرد. از نتیجۀ فعالیت‌های کانون چند فیلم مهم است که کارگردان‌های آن‌ها از بزرگ‌ترین‌های سینمای ایران شدند:

-        پدیده به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا اصلانی که فیلمی 29 دقیقه‌ای بود.

-    عموسبیلو به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی که اولین فیلم بیضایی نسبت داده شده. «این فیلم یک فیلم شخصیت محدود بود و یک فیلم‌نامۀ کلاسیک در فیلم‌نامه کوتاه داشت.»

-    نان و کوچه عباس کیارستمی که یک شخصیت اصلی داشت (پسربچه‌ای که از سگی می‌ترسد) و یک مانع «سگ». که کارهای کوچک کیارستمی به همراه چند کار بلند باعث شهرت جهانی وی گردید.

این فیلم‌ها در سال 49 ساخته شد که در پنجمین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان تهران مورد استقبال واقع شدند.

این کارها و فعالیت‌های دیگر کانون از قبیل سرمایه‌گذاری و آموزش سبب تشدید ابداع سوژه‌های روشن‌فکرانه در عین حال کاملاً جدا از فیلم فارسی شد. و بعدها این روشن‌فکرنمایی  آن‌قدر شکل افراطی به خود گرفت اثر خود را خنثی کرد.

در سال 1350 فیلم کوتاه رهایی ساختۀ تقوایی بود که فیلم‌نامه‌اش را خودش نوشته بود، اثر ماندگاری شد.

سال 51 هم زنگ تفریح به کارگردانی کیارستمی و سفر به کارگردانی بهرام بیضایی از فیلم‌های مهم آن سال محسوب می‌شود.

سال‌های بعد را هم می‌توان این طور ذکر کرد:

1353 مسافر کیارستمی (که اولین فیلم بلند اوست)

فیلم کوتاه انتظار ساختۀ امید نادری و حسنی ساختۀ شاپور قریب.

1354 مسعود کیمیایی فیلم پسر شرقی را می‌نویسد و می‌سازد.

«منم می‌تونم» به کارگردانی عباس کیارستمی که فیلمی 5/3 دقیقه‌ای است و کوتاه‌ترین آن سال‌ها محسوب می‌گردد.

مهم‌ترین فیلم آن سال‌ها را شاید بتوان هفت‌تیرهای چوبی به کارگردانی شاپور قریب نامید که فیلم‌نامه‌اش را هم خودش نوشته بود.

1355 فیلم‌های بهارک ساختۀ اسفندیار منفردزاده، پرچین به کارگردانی ارسلان ساسانی و رنگ‌ها ساختۀ عباس کیارستمی، فیلم‌های مهم کوتاه کانون محسوب می‌شود.

1356 زنگ اول، زنگ دوم ساختۀ کیومرث‌ پوراحمد و سکه به کارگردانی نعمت حقیقی از فیلم‌های مهم این سال‌هاست که فیلم پوراحمد جذاب‌تر و آموزنده‌تر به نظر می‌رسد.

سینمای آزاد

در همان سال‌های فعالیت کانون و حتی یکی، دو سال قبل‌تر وقتی دوربین 8میلیمتری به ایران آمد به عنوان ساده‌ترین ابزار کار سینمایی و به عنوان وسیله‌ای که سینما را سهل‌الوصول می‌کرد از سوی عده‌ای فیلم‌ساز به کار گرفته شد تا فیلم‌های شخصی‌شان را بسازند.

این فیلم‌سازان کم‌کم یکدیگر را می‌یافتند و جلسات نقد و بررسی برگزار می‌کردند و در سال 1348 در دفتر مجلۀ نگین به این نتیجه می‌رسند که باید از یک تشکل برخوردار باشند و بعدها نام این تشکل را سینمای آزاد نهادند.

سینمای آزاد به سرعت در شهرستان‌ها به محلی برای جذب سینماگرهای جوان می‌شود. این جوانان فعالیت خود را زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر گسترش می‌دهد و نام سینمای جوان را برای آن‌ها انتخاب می‌کند و حمایت آن‌ها را بر عهده می‌گیرد و این در حالی است که سینمای آزاد تلاش می‌کند به جایی وابسته نباشد.

سینمای آزاد بیشتر دنباله‌روی سینمای آوانگارد، زیرزمینی و تجربی آمریکا و اروپا بود و بر بسیاری از بدعت‌های تصویری، ساختارشکنی‌ها و شکل‌گرایی‌ افراطی تکیه داشت. آن‌ها معمولاً کارهای خود را سیاه‌مشق برمی‌شمردند و آن را پله‌ای برای فیلم بلند تلقی می‌کردند.

بصیر نصیبی از فعالان این سینما پای فیلم‌های 8 میلی‌متری را به تلویزیون باز کرد. در برنامه‌ای به نام آغاز، فیلم‌ها پخش و مورد نقد و بررسی قرار می‌گرفت. هم‌چنین جلسات نقد و بررسی در دانشگاه‌ها نمایش داده می‌شد.

وجود مضامین سیاسی در فیلم‌های آزاد، به رغم حکومت باعث توقیفها، سانسور و ایجاد تمهیداتی برای کنترل این سینما از سوی مراکز دولتی بود.

مسائل سیاسی به صورت صریح در فیلم‌ها مطرح می‌شد و این طرح‌ها هم از پختگی و پشتوانۀ فکری مستحکمی برخوردار نبودند.

مسئلۀ سانسور باعث می‌شود در یکی از جشنواره‌های سینمای آزاد 24 فیلم توقیف شود و از آن میان فقط 4 فیلم را برمی‌گردانند و بقیه کاملاً ناپدید می‌شود.

به هر حال فیلم‌سازانی که در این وادی کار کردند پس از انقلاب اسلامی جزو فیلم‌سازان مطرح فیلم بلند محسوب می‌شوند و فیلم‌هایشان در جهت جذب و ایجاد کشش در مخاطب ساخته می‌شد. از میان آن‌ها باید به کیانوش عیاری، ناصر غلامرضایی، مهدی صباغ‌زاده، مجید قاری‌زاده، داریوش ارجمند، فرامرز صدیقی و عبدا... باکیده، ابراهیم حقیقی، اردشیر شلیله، همایون پایور و زاون قوکسیان اشاره کرد.


فیلم کوتاه - 1

پنجشنبه 10 بهمن 1387

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

مقدمه

چه شد که به سراغ چنین موضوعی آمدم «مشکلات و موانع فیلم‌سازی» آن است که سینما جنبه‌های مختلفی دارد. سینما را اگر به عنوان یک مدیا قبول داشته باشیم پس می‌توانیم بگوئیم زیرشاخه‌هایی دارد که با پرداختن به آن‌ها ارزش و اهمیت این مدیا بالا می‌رود. و با بالا رفتن اهمیت این مدیا کارکرد و ارزش آن در ذهن مخاطب تأثیرش بیشتر می‌شود.

اگر قبول کنیم که سینمای ایران مقداری ضعیف‌تر است نسبت به موارد مشابه در کشورهای صاحب این صنعت شاید قسمت کوچکی از این مشکلات نپرداختن به ابعاد دیگری جز فیلم بلند است مثلاً این که برخورد حرفه‌ای و یا سرمایۀ عمدۀ ما صرف ساخت و اکران فیلم بلند می‌شود و فیلم کوتاه یا از آن مهم‌تر فیلم مستند و انیمیشن در این چرخه جایگاهی ندارند.

در عصر ارتباط که سینما یک وسیلۀ ارتباطی گرم و قوی محسوب می‌شود. پرداخت ناقص به این مسئله امری ناصواب است و پرداخت غلط به یک وسیلۀ ارتباطی گرم باعث از دست رفتن فرصت‌هایی که این وسیله می‌توانست ایجاد کند اما نکرده و پایین آمدن ارزش آن در ذهن مردم می‌شود.

اگر این جمله را که «فرق بین کشورهای پیشرفته و جهان سوم در نحوۀ ارتباط آن‌هاست» قبول کنیم و اگر به این شعار آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم دقت کنیم: «که جنگ امروز برای به دست آوردن افکار عمومی در آن سوی مرزهاست» به ارزش‌ آن پی خواهیم برد.

راستش با این سرمایه‌گذاری و پرداخت و مخصوصاً اکران و پخش فیلم‌های مستند، کوتاه و انیمیشن (جز فیلم بلند) صدمه‌ای بزرگ به خودمان هم در دایره سینمایی‌ها و هم در دایره ایرانی بودن می‌زنیم و شاید برای جبران آن مجبور شویم هزینه سنگینی بپردازیم.

بیان مسئله

در مقدمه به زوایای دیگری جز فیلم بلند و ارزش و اعتبار آن در حد چند سطر پرداختیم و البته برای باز کردن مسئله زوایای دیگر فیلم بلند و ارزش و اعتبار آن باید چند کتاب نوشت نه چند سطر اما: آب دریا را اگر نتوان کشید ـ هم به قدر تشنگی باید چشید.

اما این که چرا فیلم کوتاه را برای پرداخت انتخاب کردم به این علت است که نمونۀ کوچک‌تری از سینماست. بنابراین با بررسی مشکلات و موانع شاید با مشکلی یا مشکلاتی برخورد کنیم که در زمینه‌های دیگر چون فیلم مستند انیمیشن و فیلم بلند هم با آن‌ها برخورد کنیم و با ارائۀ راه‌حل به آن‌ها هم کمکی شود.

دلیل دیگر آن که فیلم کوتاه به خاطر موقعیتش و مستقل بودن از انواع دیگر سینما و به دلایلی چون مهم نبودن برگشت سرمایه، سرمایه‌گذاری پائین و ... جائی است که می‌توان در آن سینما و راه جدید  را کشف و شهود کرد و آن را به صورت قانون و قاعده به کار برد. اگر به آن دید حرفه‌ای داشته باشیم جائی است که زندگی واقعی و بستر سینما در آن باید رشد کند چرا که ما نگران برگشت سرمایه نیستیم و لازم نیست ریسک کنیم این طور نیست که مخاطب اگر قبول نکرد فردی یا شرکتی ورشکست شود. بلکه به کسی صدمۀ زیادی نخورده و در صورت موفقیت آن را در فیلم بلند به کار بگیریم البته به شرط اکران مناسب (که یکی از مشکلات و موانع این راه است). بررسی و رفع مشکلات کمک بسزایی می‌کند تا این جریان رشد و تحول و پیشرفت سینما به درستی انجام شود.

دلیل دیگر آن است که آدمهایی که در حوزۀ فیلم کوتاه فعالیت می‌کنند، اکثراً در سالهای بعد پا به عرضۀ سینمای بلند می‌گذارند. این امری است که در اکثر جاهای دنیا اتفاق می‌افتد. اگر آن‌هایی را که در سینمای کوتاه فعالیت می‌کنند از نظر سن و سال بررسی کنیم خواهیم دید که این جوان‌ترها هستند که بیشتر در این عرصه فعالیت می‌کنند.

اگر این جوان‌ها را با مشکلات تنها بگذاریم و بدون بررسی آن‌ها و حل این مشکلات، آن‌ها به راه و روش غلطی می‌رسند که به خاطر شرایط سنی مراحل بعدی و فعالیتشان که سینمای بلند یکی از آن‌هاست تأثیر منفی بگذارد و این می‌توند یکی از مشکلات سینمای بلند باشد که علت آن را باید در شکل‌گیری شخصیت هنرمند جست‌وجو کرد و معمولاً در فیلم کوتاه این امر محقق می‌شود.

به عنوان مثال: تنها جایی که فیلم‌ساز فیلم کوتاه می‌تواند کار خود را ارائه دهد در ایران (به جز چند جای کوچک) در جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره‌های شهری و جشنواره‌های منطقه‌ایست. پس فیلم‌ساز فیلم کوتاه باید برای مخاطبی که در جشنواره‌ها فیلمش را می‌بیند، فیلم بسازد، برای مخاطبی خاص با سلیقۀ خاص. پس فیلم‌ساز کوتاه به مرور زمان فیلم‌ساز جشنواره‌ای می‌شود و نظر جشنواره‌ها و جایزه‌ها برایش مهم‌تر از نظر مردم عادی می‌شود. چرا که مردم عادی که چیز زیادی از سینما نمی‌داند و ما به تعداد زیادی فیلم‌ساز جشنواره‌ای یا جشنواره‌زده می‌رسیم که دیگر مخاطب برایش اهمیت ندارد. نتیجتاً فیلم‌ها به فروش نمی‌رود و بین مخاطب و فیلم‌ساز فاصله می‌افتد.

بنابراین موضوع تحقیق من بررسی مشکلات و موانع فیلم‌سازی در چند سال اخیر است: این که مشکل چیست؟ سرچشمۀ آن کجاست؟ برای رفع آن باید چه کارهایی انجام داد؟

برای این که اصلاً با موضوع فیلم کوتاه آشنا شویم می‌بایست تاریخچۀ آن را در جهان، نحوۀ ورود به ایران، شکل‌گیری گروه‌ها و روند فیلم‌سازی در ایران را به صورت اختصار مرور کنیم.

چگونگی پیدایش

به محض آن که سینما توسط برادران لومیر اختراع شد نزاع بر سر این که اولین فیلم در چه ژانری یا در چه سبک و نوعی بوده شروع شد. برخی آن را مستند می‌خوانند برخی آن را اجتماعی، برخی طنز و ... ولی بی‌شک هر کدام از موارد ذکر شده که بوده باشد زمان فیلم کوتاه است و این را نمی‌شود منکر شد. پس از اولین فیلمی که برادران لومیر ساختند تا فیلم‌های آخرشان که تقریباً 1000 فیلم می‌شود فیلم کوتاه بوده‌اند.

البته این روند ساخت فیلم کوتاه تا زمان گریفیث ادامه پیدا کرد و این گریفیث بود که فیلم‌ها را به صورت بلند می‌ساخت و زیاد تابع فیلم‌سازی متری نبود (به ازای هر متر فیلم که گرفته می‌شد پول داده می‌شد.).

از اولین افرادی که داستان را وارد سینما کرد می‌توان به ژرژملیس اشاره کرد. او به صورت کاملاً اتفاقی «خرابی دوربین» اولین حقۀ سینمایی را کشف کرد و این احساس در کشف، او را به سمتی کشاند که از وجوه و عناصر داستانی در سینما بهره گیرد و کم‌کم برای تصاویر، ترتیبی متناسب با آن‌چه می‌اندیشید به دست آورد و قصه‌های پریان ادوین اس پورتر در فیلم‌های زندگی یک آتش‌نشان آمریکایی و مخصوصاً سرقت بزرگ قطار امکانات اساسی داستان‌پردازی واقع‌گرایانه در سینما را به وجود آورد. او مخصوصاً در فیلم سرقت بزرگ قطار از اولین نمای بسته استفاده کرد و بعد از آن گریفیث در دو فیلم معروفش یعنی تعصب و تولد یک ملت آن را ادامه داد، یعنی استفاده از نماهای بسته.


شیوا زمانفر و کاریکاتورهایش

یکشنبه 13 آبان 1386

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

یک کاریکاتوریست هست که تازه پیدایش کرده ام . وقتی برای اولین بار با اسم او مواجه شدم و سن و سالشان . به نظرم رسید با این سن و سال قاعدتاْ کارهای بزرگی نباید داشته باشد .یا او باید کار کند زحمت بکشد تا این کاره بشود . اما از کاریکاتورهایی که از او دیدم بوی باتجربگی و پختگی می آمد . بعضی از کارهای ایشان را ( خانم شیوا زمانفر ) دوست دارم . آن ها را در این طرف و آنطرف دیده بودم اما نمی دانستم متعلق به کیست . شیوا زمانفر در سن ۱۸ سالگی جایزه جشنواره دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر را ( ۲۰۰۰ ) برده و در بسیاری از مسابقات بین المللی شرکت کرده و جوایزی هم گرفته . چند نمونه از کارهای ایشان را می گذارم اینجا تا ببینید ( عکسها از پرشین کارتون و سایت خودشان ) هدف من شناساندن ایشان است به هر که ُ که از اینجا می گذرد .


یکشنبه 6 آبان 1386

نوع مطلب :نوشته های سینمایی، 

سحر همائی

چند سال پیش یادتان هست که کسوف کامل اتفاق افتاد ؟ حدود بعد از ظهر بود که برای چند دقیقه کسوف اتفاق می افتاد و این یک پدیده ای بود که تا سال های خیلی دور بعد اتفاق نمی افتد . جو همه را گرفته بود و خلاصه بحث روز کسوف بود. امروز داشتم بریده های روزنامه ام را نگاه می کردم و چشمم افتاد به یک بریده روزناامه ای که اتفاقا جلدش گرفته بودم و این نشان می دهد که زمان خودش خیلی مهم بوده چون عادت داشتم بریده هایی که خیلی برایم عزیز بودند را جلد بگیرم تا خراب نشوند ! نشستم و خواندمش. شاید حالا و در دوران دی وی دی و اینترنت و زمانه ای که از در و دیوار نقد و مطلب سینمایی می ریزد و از پالین کیل گرفته تا آماتورهایی مثل خودمان نقد و مطلب در دسترس است خواندن این بریده روزنامه مسخره باشد اما شما که به نوستالژی گذشته و اینها واردید ؟ پس می گذارم تا شما هم بخوانید:

 

روزی روزگاری سینما .....

**کسوف پدیده ای که در سینما جاودانه شد

این روزها حرف روز جامعه ما و شاید مهم ترین موضوع اجتماعی کشور ما کسوف است .یک پدیده نجومی که توانسته است بر تمامی روابط اجتماعی اقتصادی و فرهنگی جامعه ما (حداقل در مدت زمانی کوتاه ) تاثیرات مشخصی بگذارد.

اما در سینما نیز کسوف نامی آشناست. دو فیلم با این نام در تاریخ سینما وجود دارد که نکته جالب درباره آنها این است که آنکه قدیمی تر است و سی و هشت سال پیش ساخته شده مشهورتر و شناخته شده تر و تحسین شده تر از فیلمی است ه اخیرا همین سه چهار سال پیش ساخته شده است.

کسوف کامل گمنام تر را آنه یژکا هولاند فیلمساز مستعد و متفاوت اروپایی ساخته است با بازی لئوناردو دی کاپریوی اکنون فوق ستاره شده (که آن زمان یک سوپر استار نبود ) و دیوید تولیس بازیگر صاحب سبک اما نه جندان شنا خته شده انگلیسی.

این فیلم که به زندگی آرتور رمبو شاعر نابغه قرن 19 فرانسه و زندگی شگفت و روابط عجیبش با پل ورنی دیگر شاعر فرانسوی می پردازد چندان به اعماق روحیات و ذهنیات این دو نابغه نفوذ نمی کند.

اما کسوف آشناتر یکی از فیلم های نابغه متفاوت سینمای مدرن میکل آنجلو آنتونیونی است. این فیلم که خط اصلی داستانش زوال یک عشق و رویش عشقی دیگر است غرابیتی جذاب دارد. فیلم آنتونیونی از دل اکنون به فردا نقب می زند و رشد و تکوین آینده و ابهام سرد جهان مدرن را تصویر می کند.

آنتونیونی شاعر اندیشه پرداز منتقد جهان مدرن است.تضاد میان ایتالیای رهسپار مدرنیسم و قاره خیالی آفریقا (به عنوان مامن عقل اسطوره ای )و گمگشتگی انسان و روحیات فطری او این فیلم را پس از گذر سالها فراموش نشدنی جلوه می دهد.

فصل پایانی فیلم تصویری از بالا از خیابان ها ی خلوت شهری خموش و درختانی تک افتاده در هوای گرگ و میش در ذهن هر علاقه مند سینمایی جاودانه شده است .

بشر تا کنون کسوفهای بسیاری را در تاریخ خودش ثبت کرده اما جذبه سینما در جاودانگی آن است. تنها کسوف جاودانه جهان از آن سینماست.


کمدی... پر - یادداشتی بر فیلم کلاغ پر

سه شنبه 24 مهر 1386

نوع مطلب :نقد فیلم، 

سینمای ما - حنانه سلطانی: موسیقی متن « پاریس ، تگزاس» ( ویم وندرس ) را یادمان هست. همان تک نوازی مسحور کننده گیتار « رای کودر». می دانم که الآن دارید با دهان می زنید اش. نسخه ایرانی اش را می توانید این روزها در سالن های سینما بشنوید. قصد پیش کشیدن قانون کپی رایت و این حرف ها را ندارم. بخش هایی از موسیقی متن « کلاغ پر » حال و هوای موسیقی « پاریس، تگزاس » را تداعی می کند ،همین. و البته اگر کمی هم دقیق تر شویم ، خط داستانی مشترکی هم این وسط می شود پیدا کرد. در خبرها خلاصه داستان فیلم این طورآمده : " « کلاغ پر» روایت گر قصه جوانی است به نام رضا که در تعقیب عشق از دست رفته راهی شمال می شود." دارید به شخصیت « تراویس» در این فیلم فکر می کنید. اما این جا و در سالن‌های سینمای تهران قرار نیست « پاریس ، تگزاس 2 » را ببینیم. وجه اشتراک این دو فیلم صرفاً همان دو موردی است که اشاره کردم. « کلاغ پر » ،ببخشید ، « تهران ، شمال » تفاوت اساسی با « پاریس ، تگزاس» ما دارد.

- من عاشقیم که تو عشقش رو به لجن کشیدی.

نامزد پر یا همان « کلاغ پر» روایت دو آدمی است که می خواهند میانه نامزدهای قبلی شان که حالا هر دو با هم نامزدند را به هم بزنند و بعد دو تایی با هم نامزد کنند! مهم نیست اگر نفهمیدید. از شما چه پنهان خودم هم نفهمیدم! فقط جمله آخری مهم بود. آخر فیلمنامه نویس ما هم وسط داستان را بی خیال شده و فقط به پایانش فکر کرده. این طوری است که تماشاگر هم از ابتدای فیلم روی صندلی اش جا به جا می شود و انتظار می کشد که کی قرار است سکانس آخر را ببیند و خلاص شود. همان هپی اِندی که دختر و پسر لجباز فیلم بالاخره روی خوش به هم نشان می دهند و ... بقیه اش را حتماً خودتان می دانید.

راستی این را نگفتم که با فیلمی کمدی طرفیم! البته این ادعای سازندگان فیلم است. در فرهنگ واژگان ما کمدی معنای دیگری دارد. هر چند امروز که دیگر هر چیز بدلی را اصل جلوه می دهند ، نسبت دادن هر اثر نازل و مبتذلی به اسم کمدی چندان هم عجیب نیست. ما اثری را کمدی می دانیم که در پشت ظاهر شوخ و شنگ خود زشتی های اجتماعی را هم افشا کند اما آنچه که « کلاغ پر » به تماشاگر عرضه می کند جز ابتذال و اندک شوخی های کلیشه ای و نخ نما شده ، چیز دیگری نیست. شوخی هایی در حد به هم زدن یک مهمانی با چند تا موش نا قابل یا رقصیدن رضا بعد از گرفتن نقشه هایش. سرقت ماشین ، رژ لب ، عطر فرانسوی ، انگشتر هم قرار است نقش گره افکنی را در فیلمنامه ایفا کنند اما آن قدر پر مایه و خلاقانه نیستند که بتوانند سوراخی حدوداً به بزرگی شصت دقیقه را پر کنند. فیلمنامه نویس « کلاغ پر » دقیقاً همان اشتباهی را مرتکب شده که خیل عظیم فیلمنامه نویسان ایرانی مرتکب می شوند. فیلمنامه نویسان ما تصور می کنند به صرف داشتن یک ایده اصلی و یک پایان ، کار تمام است و فیلمنامه کامل. حال آنکه پر کردن آن سوراخ وسطی است که تفاوت سینمای ما و جهان را بیشتر به رخ مان می کشد. اما مشکل « کلاغ پر » فراتر از این سوراخ بزرگ است. سازندگان فیلم حتی زحمت سر سوزنی تفکر و پیدا کردن یک ایده خلاقانه را هم برای پایان مورد علاقه شان به خود نداده اند. مثل پرده خوانی ها و نقالی های کافه های قدیم که می گویند: " پرده آخر: و عشق... !". گرفتن تسبیح از دست درویش و شنیدن عبارت " و عشق..." از زبان آقای درویش هم شد پایان؟!

بعد از دوره مقبولیت ملودرام های اجتماعی و انتقادی که در پی تحولات دوم خرداد 76 مورد توجه قرار گرفتند ، هیجانات و فعالیت های سیاسی فروکش کرد و تماشاگر دلزده از واقعیت به سینمای کمدی تمایل نشان داد اما سطحی نگری و ساده انگاری فیلمسازان از یک سو و نبود ظرفیت پذیرش کمدی های انتقادی از سوی دیگر ، سینما را در انحصار فیلم های سبک و بی مایه ای قرار داد که جز ترویج ساده پسندی چیز دیگری برای ارائه به تماشاگرشان نداشتند. مردم گریزان از واقعیت نیز که مفری جز همین فیلم های کمدی نمی دیدند ، ناچار به این مبتذل سازی روی خوش نشان دادند اما هر چه زمان گذشت ، سازندگان این گونه فیلم ها به دور از ذره ای ابداع و خلاقیت به هدف بازگشت سرمایه، به موقعیت های موفق قبلی خود دل خوش کردند و به تولید کپی دست چندم همان ایده های امتحان پس داده، دست زدند تا آنجا که حالا دیگر تنها ایده بدیع « کلاغ پر » نسبت به همتایانش کلاه روی سر کاراکترهاست! که البته بعید نیست نمادی از کلاه بزرگی باشد که سر مخاطب و شعورش گذاشته می شود! و حالا در موقعیتی ایستاده ایم که به نظر می رسد اگر سینمای کمدی تحولی در روند تولیدش ایجاد نکند ، به آخر خط نزدیک است و دیگر چیزی برای خنده گرفتن از تماشاگر ندارد. مگر اینکه ترویج ساده پسندی اثرش را گذاشته باشد و مخاطبان این گونه فیلم ها همچون طرفداران تیم فوتبالی رفتار کنند که از دیدن گلی در موقعیت آفساید شاد می شوند!


تعداد کل صفحات: (4) 1   2   3   4   

فهرست وبلاگ

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها