اکنون که مسأله تا حدودی شکافته شده و با فیلم کوتاه روند تولید آن و مراحل بعد از این روند تا حدی آشنایی پیدا کردیم به نظر برخی از کارشناسان میپردازیم:
· حمید شعاعی:
(فرهنگ سینمای ایران صفحۀ 393)
«... ما یک سینمای خانوادگی داشتیم که برای تفریح و گردش روزهای تعطیل برای خانوادهها مناسب بو و ژنهایی که توانایی مالی داشتند، روزهای تعطیل از خود و خانواده میپرداختند و خاطرهای برایشان میماند. سینمای آماتور ایران وقتی خواست از همین وسیله (که به عنوان سینمای خانواگی شناخته شده بود) استفاده کند با ناباوری برخورد کرد و کسی نتوانست بپذیرد با فیلم 8 میلیمتری بتوان کار جدی کرد...»

· لاله تقیان
(فرهنگ و زندگی، شماره 18)
«... اما به هر حال سینما یک هنر پرخرج است که مسائل اقتصادی در کیفیت آن بسیار مؤثرند و به این ترتیب گسترش فعالیتهای سینمای آزاد ایران، ضرورت مادی ایجاب میکرد، چرا که فیلمسازی نیاز به ابزار و وسایل دارد و ناگزیر به بودجهای برای تأمین اینگونه نیازهاست. این مسئله مهم سبب شد تا سینمای آزاد توجه به تلویزیون ملی را به خود جلب کند و به صورت یک گروه وابسته، از امکانات این سازمان بهره بگیرد. امکاناتی که در پیشبرد هدف فیلمسازی تأثیر داشت...»
· ناصر باکیده
(ماهنامه سوره شماره 38)
«.... بعد از چندی نصیبی با تلویزیون آموزشی تماس گرفت تا برنامهای به نام "آغاز" در آنجا برگزار شود که شد، در این برنامه تلویزیونی فیلمهای سینما آزاد ضمن معرفی مورد نقد و بررسی نیز قرار میگرفت. در ضمن برای این که کار گروه یک انعکاس عمومی داشته باشد، جلسات نمایش فیلم به دانشگاه صنعتی برده شد که متأسفانه همین امر باعث شد تا این نوع سینما به فضایی روشنفکرانه کشیده شود که تأثیر نه چندان خوب آن را بعداً روی مضامین فیلمها میبینیم...»
«... نگاه دیگری هم وجود داشت که فیلمساز آن را از سینمای حرفهای تجاری کسب میکرد بدین صورت که مثلاً بعد از نمایش فیلم هالو، فیلمی در سینمای آماتور به وجود میآمد که در ابعاد کوچکتر تقلیدی از همان فیلم بود...»
«... در این جا فیلم کوتاه در جشنواره هیچ جایگاهی ندارد. به این علت که ما چرخۀ مناسبی برای این کار نداریم؛ یعنی آموزش، تولید و عرضه. جشنواره در دل عرضه تعریف میشود و فروش فیلم کوتاه هم در دل عرضه و کارهای بازرگانی آن و چون ما در کشورمان متأسفانه این حلقۀ کامل را نداریم آموزش و تولید به جشنواره ختم میشود. زیرا امروزه با پیدایش مقوله دیجیتال، حجم فیلمسازی بسیار بالا رفته (یعنی بالغ بر 2000 فیلم کوتاه در سال) بنابراین مثلاً اگر فرض کنید برای هر فیلم کوتاه 5 نفر همکاری کنند جمع آنها به 10000 نفر میرسد و این حجمی است که باید برای آن، تعریف اقتصادی ارائه داد...»
«.... بنده معتقدم که این جشنواره (فیلم کوتاه) باید فرایند تولید فیلم کوتاه را به چالش بکشد. باید مشخص شود که این موج شدید تولید فیلم به کجا میرود. جشنواره باید تکلیف تولید فیلم را روشن کند که آیا فیلم برای جشنواره ساخته میشود یا برای عرضه، فیلم برای مخاطب است یا آرشیو کمدهای شخصی و یا این که فیلم را برای یک یا دو بار اکران میسازند؟ این معنای سینما نیست. سینما در دنیا تعریفی شسته و رفته و شفاف دارد. هم باید تأثیرگذار باشد و هم بازگشت سرمایه را تضمین کند.
من اگر امروز مدعی فیلمسازی هستم (بلند یا کوتاه) باید فکر کنم، باید مخاطبشناسی، تاریخ، روابط و نوع تعامل ارتباط بینالملل را بدانم. سینما یک دروغ واقعی است. زیرا تصاویری بر پرده تشکیل میشود که حقیقی نیستند....
حال این سؤال مطرح است که چرا تلویزیون ما فیلم کوتاه پخش نمیکند با وجود آن که حجم زیادی از فیلمهای ما قابلیت تطبیق با شرایط و ضوابط صدا و سیما را دارد؟
بنده معتقدم که در حوزه فیلم کوتاه نه تنها انجمن، بلکه مراکزی مانند حوزه هنری، مرکز گسترش و بسیاری از مراکز دیگر، باید همکاری کنند تا این که فیلم کوتاه به اکران درآید و چرخه اقتصادی چه در داخل و چه در خارج از کشور راهاندازی شود. اگر چنین اتفاقی بیافتد فرمول تولید فیلم هم شکل جدیدی به خود میگیرد. یعنی فضای جشنوارهزدگی کمرنگ میشود و فضای اکران، بازگشت سرمایه، فیلمسازان مستقل پدید میآید. به عقیدۀ من، بزرگترین آسیب فیلم کوتاه در حال حاضر، همین بحث ارزانی نمایش آن است...»
· مهدی صباغزاده
(سوده ـ شماره 38)
«... پس در آن شرایط خفقان (پهلوی) سینمای آزاد پناهگاهی شده بود برای سینماگران آماتور تا بتوانند آن چه در ذهن داشتند نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی تصویر کنند...»
«... بچهها سعی میکردند مضامین آثارشان را به صورت نمادین مطرح کنند، که بالطبع زبان و شکل خاصی را طلب میکرد. مثل فیلم "کلاغپر" ساختۀ علیرضا اردلان که جایزه هم گرفت و توقیف شد... فیلمسازان ما با دقت بیشتری فیلم میساختند که ما نتیجهاش را در جشنوارهی هشتم دیدیم و آن توقیف 24 فیلم بود...»

· پریوش نظریه
(فیلم کوتاه ـ شماره 4 و 5)
«... کاملاً قبول دارم که برای تولید همچنان منحنیهایی مثل مجوز گرفتن و هزینه برداشتن وجود دارد ولی دنیای دیجیتال کار با ابزار تولید را راحت کرده است. نکتۀ جالبی که امسال در فیلمهای کوتاه مشاهده کردیم این بود که فیلمی را ساخته بودند (امکاناتش این بود: یک جعبه لوازم آرایش، پسر و دختری که دماغشان را عمل کرده بودند و دوربین دیجیتال، به همین راحتی!)...»
«... به نظر من مشکلات متعدد و بهم پیوسته است، مثل یک زنجیر. پس نمیتوان گفت که دلیل اصلی چیست؟ ... من انتظار از فلیم کوتاه ـ که آن را سینمای حرفهای و سینمای حرفهیی و سینمای خاص و مستقل میدانم ـ این است که فلیمهایی کاملاً جدی ساخته شود، جدیتر از فیلم بلند فیلمهایی که به مفهوم فیلم کوتاه نزدیک باشد (که متأسفانه کمتر دیده میشود...»
«... من کلاً با نگاه تشویقی و حمایتی مخالفم. در جشنوارهی دیگری که داور بودم صحبت بود جوایز را خرد کنیم و به همۀ فیلمها امکان دیده شدن بدهیم. من مخالفت کردم، چون فلیمسازان نیامدهاند که یک تکه از جایزه را بکنند و ببرند. فیلمساز باید بداند که در یک رقابت سخت مورد قضاوت و مقایسه قرار گرفته است.من با نگاه تشویقی مخالفم و حتی با برگزاری جشنوارهای که در مقابل جشنوارههای دیگر از فیلمهایی حمایت میکنند که در جشنواره قبلی حمایت نشدهاند. من اسم این جشنوارهها را جشنوارههای حمایتی یا دل به دست آوردنی میگذارم...»
«... به نظر من فیلم کوتاه خیلی والاتر و خیلی مستقلتر و خیلی حرفهایتر از این است که میبینیم باید نمونه کار ساختن، کار آموشی و سیاهمشق ساختن و کار حرفهای ساختن از هم جدا شود ساختن فیلم کوتاهی که به بیان واقعی "فیلم کوتاه" رسیده باشد خیلی سختتر و حرفهای تر است و توان زیادی میخواهد...»
· هادی آفریده
(فیلم کوتاه ـ شماره 3 و 4)
«... به نظر من بخش عمدهای از تولیدات فیلم کوتاه امروز رو به زوال است و مخصوصاً فیلمسازان نسل "دیجیتال" نتوانسته به مفهوم و جوهرهی فیلم کوتاه که جسارت در انتخاب ایده و پرداخت بصری هنرمندانه، پویایی در بیان و تعلیق سینمایی است برسند. بیشتر آثاری که مورد بازبینی قرار گرفتهاند از یک سری کلیشههای رایج تلویزیونی و سینمایی الگوبرداری کرده بودهاند.
- ... بخش دیگری از فیلمهای کوتاه موفق سالهای اخیر جشنوارهها بود و عدهای از فیلمسازان به این فکر نکرده بودند که هر سال نوع تفکر و سلیقههای هیأتهای انتخاب یا داوری جشنوارهها برای گزینش آثار متفاوت است و هیچگونه الگوی ثابتی در انتخاب وجود ندارد....
- ... بخش دیگری از فیلمها سیاه مشقهای اولیۀ هنرجویان و علاقمندان سینما بود...
- ... آثاری از این قبیل زنگ خطری است که نسل جدید تعریف علمی فیلمسازی آسان با دوربینهای دیجیتال را هنوز نیاموخته و گویی به این فکر میکند که هر چیزی برای خودش جذاب است برای همگان جذاب است....»
- در کنار این مشقهای فیلمسازی بخش فیلمهای کوتاه به ظاهر حرفهای هم بود که حرفهای بودن را فقط در انتخاب عوامل یا سوپراستارهای سینمای گیشهپسند دیده بود. این فیلمها بیشتر شبیه یک سکانس از فیلمهای بلند دختر ـ پسری بودند تا یک فیلم کوتاه مستقل! این مواردی که شمرده شد برخی از مشکلات و موانع ساخت فیلم کوتاه بود که از نظر نگارنده مهمتر از بقیه عوامل بود.
از دیرباز آیندۀ فیلم کوتاه همواره دستخوش تغییرات بوده. مدتی سینمای ناب بوده، به سینمای آماتوری تبدیل شده ـ به سینمای تلویزیونی تغییر هویت داده و به سینمای زیرزمینی رسیده و دورۀ آوانگارد را طی کرده و سینمای تجربی نامیده شده ـ اما هیچ وقت خود فیلم کوتاه نبوده.
همیشه دستکم گرفته شده چون از همان اول به دوربینهای خانگی به عنوان ابزار نگاه میکرده و عوامل غیرحرفهای که میخواهند حرفهایتر شوند و جوانها جایشان در فیلم کوتاه است. فیلم حرفهای یعنی نگاتیو 35 و عوامل حرفهای فیلم ویدئو آماتور است و بیارزش.
این نوع نگاه از بیرون به عنوان عوام به طور قطع و صددرصد وجود دارد. منتقدان و عوامل سینما هم سالی یک بار به بهانه جشنوارۀ فیلم کوتاه به آن میپردازند. مسئولین هم هنوز باور پیدا نکردهاند که فیلم کوتاه ربطی به فیلم بلند ندارد و آن را به شکلی پل و پله میدانند. این نوع نگاه آنقدر طولانیمدت و جدی بود که فیلمساز کوتاه خودش هم این مسائل را باورش شده و باور او اولین مانع برای قدمهای بزرگتر است.
مطلب دیگر این است که دوربین ویدئو آمده. سینمای ارزان قیمت. امروزه جشنوارۀ فیلم موبایلی برگزار میشود (البته نه در ایران). هر کسی با هر اطلاعاتی هر لحظه اراده کند میتواند فیلم تولید کند. جای این که به دنبال مجوز بدود هم فیلمنامۀ آپارتمانی مینویسد یا کافیشاپی فیلمنامۀ قوی ... فرم... پیشتولید ... اینها دیگر چیست؟ ما با دوستانمان میخواهیم فیلم بسازیم دوربین هم اجاره کردیم نگاه کنید... فقط باید دو روزه آن را جمع کنیم تا آخر هفته فرصت ارسال کار به جشنواره هست...
این نوع نگاه که با ورود دیجیتال به وجود آمده مهمترین عامل مشکلات و حتی نابودی فیلم کوتاه است. آن قدر که اسم فیلمسازان این دوره را نسل دیجیتال گذاشتهاند و آنها و فیلمهایشان چیزی ندارند چون چیزی پشت سر فیلم، ذهن کارگردان نیست. فیلم روح ندارد و کسی دیجیتال را باور ندارد.
وقتی تازه دیجیتال آمده بود (از دوربین تا تروین) همه منتظر شاهکارها بودند، چون امکان این بود که هر نما را بعد از ضبط ببینی. اگر خوب نشده بود دوباره بگیری. شب بروی و بردشتها را تدوین کنی و اگر بد شد یکبار دیگر بسازی... دیگر نیازی نیست در لابراتوار فیلم را ببینیم و اگر بد شده بود دیگر نتوانیم کاری کنیم. این کارکرد باعث شده جای این که فیلمها تبدیل به شاهکارها شوند همهچیز شبیه یک سیاه مشق بدخط شود.
فیلمساز احتیاجی ندارد واحد پاس کند، کتاب بخواند، تحقیق کند، سرچ کند، فیلم ببیند و ببیند و مجله بخواند. اینها همه اضافات است. تو عطش فیلمسازی داری و باید بسازی، خسته شوی و بروی... حتماً باید کنترل شود تولیدات. حتماً باید آموزش جدی گرفته شود جای آن که دست و پاگیر شود کاربردی شود. حتماً آمار صدهزار فیلمساز پایین بیاید. ما احتیاج به فیلم زیاد نداریم ما احتیاج به فیلم خوب و فیلمساز خوب داریم. چون همه نوع امکان فراهم است. ما باید مرحلۀ پیش تولید را احیا کنیم که کاملاً حذف شده ما باید فیلمنامهنویسی حرفهای داشته باشیم. صدای خوب و نور خوب است که فیلم بد و خوب را از هم جدا میکند باید فیلمسازان خودشان را بسازند نه فیلمشان را.
ما حتی در دانشگاههای سینمایی میخواهیم کار پایاننامه ارائه دهیم باید فیلم کوتاه بسازیم اما چیزی به نام فیلم کوتاه تدریس نمیشود و نگاه ساده انکارانهای بر این مسئله وجود دارد.
مسئله بعدی که ارزش بیشتری دارد سیستم پخش فیلم است.

فیلمسازی 3 مرحله دارد:
· آموزش · تولید · پخش
آموزش که در مورد آن تا حدودی صحبت شد (آموزش صحیح). مسألۀ جالب این است که ما فقط سیستم تولید داریم. سیستم پخشی وجود ندارد. تنها جایی که فیلمهای کوتاه پخش میشود جشنوارهها هستند. سالانه دوهزار فیلم کوتاه به دفتر جشنواره ارسال میشود که اکثراً هم تهیهکنندهها خودشان هستند و برخی هم انجمن سینمای جوان و انجمن سینمای مستند تجربی. راستش همین نبود تهیه کننده مستقل که یکی از کارهایش بررسی اکران در جاهای مختلف و اماکن مختلف است یکی از بزرگترین عیوب فیلم کوتاه است. اگر این کار (ساخت فیلم کوتاه) یک سیستم استاندارد و درست داشت قسمتی از مشکلات به خوبی خود حل میشد.
یک کاری که تهیهکننده، نویسنده، کارگردان و تدوینگر و بعضاً برخی عوامل دیگرش یک نفر باشند که انتظار بیشتری از او نمیرود. همین که ساخته میشود به اندازه کافی ادای دین شده. فیلمها بازاریابی نمیشوند و به همین دلیل بازگشت سرمایه ندارند و کار برای ادامۀ راه دشوارتر میشود.
به راستی بازارهای فیلم کوتاه کجایند؟ جایی به جز جشنوارهها؟ یک فیلم کوتاه در این سیستم سینمایی کجا شانس پخش شدن دارد؟ به راستی هیچجا! یک فیلم بعد از اینکه ساخته میشود به کمد میرود تا ساخت فیلم بعدی شروع شود!
آیا نمیتوان فیلمهای کوتاه را از تلویزیون که این همه سنخیت هم دارند پخش کرد؟
تلویزیون که برای پر کردن برنامۀ پخش خود به چندمین پخش مجدد سریالها روی آورده و برای هر دقیقه برنامه آن همه خرج میکند نمیتواند آن موج عظیم خلاقیت و استعداد و انرژی را برای چند ساعت میهمان خود کند.
قطعاً بحث مخاطب نیست چون جشنوارهها نشان دادهاند که فیلم کوتاه چه مخاطبین پروپا قرصی دارد. واقعاً جای خالی فیلم کوتاه در تلویزیون چقدر خالی است.
مسئله بعدی سینماها هستند. سیماهای ما آیا نمیتوانند جای حجم عظیم تبلیغات فیلم کوتاه نمایش دهند تا فیلم کوتاه در خانۀ اصلی خودش جایی باز کند.
یا اینکه نمیشود در سینماهای چندسالنه یک سینما هم مخصوص فیلم کوتاه بگذارند، تا فیلمها پخش شوند. این امر باعث میشود قسمتی از این حجم عظیم تولید به پخش برسند.
آن وقت است که اهداف جوانترها جشنواره نمیشود. یا کهنهکارها جشنوارهزده نمیشوند و فیلم کوتاه مسیر خودش را میرود. ولی حال چون تنها مخاطب فیلمسازان جشنوارهها هستند فیلمسازان مجبورند تا همین مخاطب مانده را محکم بچسبد تا از دست ندهد آن را و فیلم کوتاه دیگر آینۀ جامعه نیست. دیگر خون زایش رشد فرم و سبک در آن قطع میشود. دیگر نمیتوان حرفهای بود در نتیجه جشنواره هم مریض میشود چون مشتریهای سالمی ندارد. به نظر میرسد بزرگترین مشکلات فیلم کوتاه این دو مقولهی مهم باشند.
1- شکل گرفتن ذهن سازنده برای تولید بسیار و ارزان و با کیفیت پائین
2- عدم وجود سیستم پخش.

تبلیغات 













