تبلیغات
بافته های ذهنم

امروز:

» نوع مطلب : نوشته های سینمایی ،

دفاع مقدس اسپاگتی

حمید قدرتی : شهر در محاصره است و خواهر رضا که پایش شکسته در خانه گیر کرده . رضا که نمی تواند اورا نجات دهد او را در گودالی در حیات خانه پنهان می کند . شهر به دست دشمن می افتد و خواهر رضا مدتی در بین دشمن می ماند . چند روز بعد رضا با کمک دوستانش خواهرش را نجات می دهد و در این راه دوستانش را از دست می دهد .

لطیفی ثابت کرده همیشه دنبال سوژه های تازه و خوب بوده . از دختر ایرونی گرفته تا خوابگاه دختران و همین روز سوم . ما فیلم جنگی زیاد داریم ( این روزها ساخت فیلم جنگی حکم خواندن برای شهیدان اول هر کاست را پیدا کرده ) اما کمتر شده سوژه هائی به این شکل استفاده بشه . این شکلی یعنی تازه و متفاوت . در این فیلم لطیفی سعی کرده کلیشه ها را بشکنه و آدمهای جدید تری را معرفی کنه . به جای حاجی و سید و برادر که "به خاطر خدا می جنگند" از بچه تهرونی که می خواد مرد باشه و جوونی که عشق عینک دودی هست صحبت کرده .

البته جاهایی فیلم رو به شعار می آورد و لطیفی رو بازی کرده . مثل صحنه وصیت کردن در گودال . به این جمله دقت کنید : به بچم بگید بابات رفت جنگ تا تو با چشای آبیت دنیارو قشنگ تر ببینی . قسمتی که از اسم جهان آرا و بهنام محمودی استفاده کرده به باورپذیر تر شدن فضا کمک نمی کنه که هیچ انگار به فیلم وصله شده بود . حداقل می توانست شخصیتشان رو پرداخت کنه .

اما می خواهم زاویه دیدم را تغییر بدهم . در مورد روز سوم و فیلمهایی که اخیراً در ژانر دفاع مقدس ساخته می شوند . انگار یه چیز هائی داره عوض می شه . دیگه از اون شعارهای زمان جنگ خبری نیست . از فرمانده  حاجی و التماس کردن برای رفتن به جبهه . از عرفان دیده بان و افق و مهاجر . من اسمش رو گذاشتم دفاع مقدس اسپاگتی انگار آدمهای جنگ عوض شده اند ، حتی دشمنامون هم عوض شدند . تو روز سوم فرمانده دشمن ( فواد ) عاشق است . عاشق سمیره خواهر رضا . تو اتوبوس شب پسر بسیجی از چرائی جنگ صحبت می کند و افسر عراقی از خاطرات خوش قبل از جنگ در خرمشهر میگوید . در فیلم پاداش سکوت هم رزمنده ما یک قاتل است که همرزم خودش را کشته.

ملاقلی پور مرد ، حاتمی کیا هم که دیگه فیلم خوب نمی سازه . حالا نیروی تازه اومده . به شخصیتهای روز سوم نگاه کنین . بچه منطقه خاصی از تهران هستن . چند تا بچه عوامل سینما یا اونهائی که گیشه های فروش روشون حساب می کنه . یواش یواش می ریم سراغ نسل بعد از جنگ . سراغ دفاع مقدس اسپاگتی . اینجا حتی لازم نیست مجید انتظامی بره کلی ساز محلی جمع کنه و روح از بدنمون جدا کنه . با یه پیانو هم میشه سر و ته قضیه رو جمع کرد . تو دفاع مقدس اسپاگتی حتی موقعیتها هم عوض شدن . دیگه از شب عملیات خبری نیست . به جای اون رضا و برادر نامزدش وسط کلی عراقی دعواش می شه و برای هم چاقو میکشن . شاید دیگه نوبت نسل بعده که دفاع مقدس رو از دیدگاه خودش و به سبک خودش بسازه . به سبک دفاع مقدس اسپاگتی .


نوشته شده در : یکشنبه 7 مرداد 1386  توسط : hamidghodrati.    نظرات() .

vahid
یکشنبه 7 مرداد 1386 09:07 ق.ظ
سلام دوست خوبم خواستم ببینم شما حاضرید لینکباکس ما رو در وبتون قرار بدید ؟ در عوض من تضمین می کنم بازدیدتون بیشتر بشه حیف نیست این همه وقت می زارید اما مخاطبتون کمه ؟ الان دو تا از بزرگترین وب سایت های تفریحی که هر کدوم روزانه بیش از 3 هزار بازدید دارن لینکباکس رو قرار دادن واسه همین بازدیدتون چند برابر میشه
براتون ارزوی موفقیت می کنم
راستی این ایدی منه اگر دوست داشتید پی ام بدید تا بیشتر با هم اشنا بشیم به امید همکاری های بیشتر دوستدار همیشگی شما وحید
vahid_sarhadi2002
اینم ادرس لینکباکس ما www.topslink.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر