تبلیغات
بافته های ذهنم - تکه فیلمنامه ۴ (سحر همائی)

امروز:

تکه فیلمنامه ۴ (سحر همائی)

» نوع مطلب : نوشته های سینمایی ،

داخلی .اداره پلیس

دست نویس روی خشک کن پلیس است. هامر آن را بر می دارد  و تپق زنان می خواند:

هامر جاده کم نور و کم نورتر می شود

گاه به دشواری می توان دید

ولی این برای کسانی که می دانند هر گز آزاد نخواهند بود نبرد تن به تن است

و باید آنچه را که می توانند انجام دهند

برخی از دل شکستگی رنج برده اند

برخی از خستگی مرده اند

اما؟

چون بانی و کلاید باشیم مشکلاتمان حقیر خواهد شد

نمای نزدیک از صفحه روزنامه :شعر در یک ستون کامل چاپ شده و در حاشیه صوتی صدای بانی آن را می خواند.

صدای بانی اگر  پلیسی کشته شود

و سرنخ و نشانه ای پیدا نکنند اگر مجرمی پیدا نکنند

فهرست همه مظنون ها را کنار می گذارند

و به سوی بانی و کلاید هدف گیری می کنند

و کنار هم دفنشان خواهند کرد.

بانی و کلاید (دیوید نیومن و رابرت بنتون) ۱۹۶۷


نوشته شده در : دوشنبه 5 شهریور 1386  توسط : hamidghodrati.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر