تبلیغات
بافته های ذهنم

امروز:

» نوع مطلب : نوشته های سینمایی ،

مصطفی جوادی

داشتم رژه پنگوئن ها را می دیدم و ذوق می کردم. پد بزرگم از آن اتاق برگشت گفت : بچه این ها همه اش کلکه پوله ! گفتم : بامزه اند. گفت : برا درآمدخوشمزه بازی درمیارن چیش به تو می رسه .

من ماندم : مگر پنگوئن در آمد می برد ؟! مگر پنگوئن پول می خواهد ؟ یعنی عابر بانک هم دارد. مطالعه صفحه اقتصادی روزنامه ها و گزارش بورس ... نه!


نوشته شده در : پنجشنبه 8 شهریور 1386  توسط : hamidghodrati.    نظرات() .

علی طهرانی صفا
دوشنبه 12 شهریور 1386 09:09 ق.ظ
واقعاً چرا پدربزگ ها این جوری فکر می کنند؟ ما که نداریم. تو که داری قدرش رو بدون.
مصطفی جوادی
شنبه 10 شهریور 1386 03:09 ق.ظ
آقای جوادی، نوشته بسیار عالی بود. هیچ وقت ما را از فیض این نوشته های دل انگیزتان محروم نکنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر