تبلیغات
بافته های ذهنم - تکه فیلمنامه ۲ (حمید قدرتی)

امروز:

تکه فیلمنامه ۲ (حمید قدرتی)

» نوع مطلب : تکه فیلمنامه ،

هزار توی پن

 داخلی اتاق خواب شمالی ادامه

افیلیا از زیر تخت بیرون می آید . با احتیاط به شکم بر آمده مادر نزدیک می شود .

افیلیا : برادر ، برادر ، اگر صدام رو می شنوی ...

سرش را به طرف او خم می کند .

افیلیا : چیزهای دنیای بیرون اصلاً خوب نیست .

دخترک کاملاً غیر منتظره می زند زیر گریه .

افیلیا : ازت یه خواهش دارم ، فقط یکی ؛ بهش آسیبی نرسون . اون خیلی خوشگله ، خودت می بینی . حتی وقتی که گاهی غمگین می شه . خودت می بینی ، وقتی که می خنده تو عاشقش می شی . پس اگه چیزی ر که ازت خواستم انجام بدی ، تو رو شاهزاده سرزمینم می کنم ... قول می دم .

شاهزاده ... .

هزار توی پن ( گی یر مو دل تورو ) ۲۰۰۷

 

 


نوشته شده در : پنجشنبه 25 مرداد 1386  توسط : hamidghodrati.    نظرات() .

امید غیائی
شنبه 27 مرداد 1386 04:08 ق.ظ
شما این متن هاتون رو خودتون هم میخونید؟؟؟؟؟؟؟
هه هه هه هه هه هه هه.
راستی چقدر خوبه که تکه فیلمنامه هم مینویسید آقای قدرتییییییییییییی.
همین.
قدرتی
شنبه 27 مرداد 1386 02:08 ق.ظ
دم این آقای انصافی گرم که مارا یاد پالپ فیکشن انداخت .
دلم هواشو کرده نازنینم . آ آ آ
مصطفی انصافی
شنبه 27 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
Jules:: That was...divine intervention. You know what divine intervention is?

Vincent: Yeah, I think so. That means God came down from Heaven and stopped the bullets.

Jules: Yeah, man, thats what is means. Thats exactly what it means! God came down from Heaven and stopped the bullets.

Vincent: I think we should be going now.
مصطفی انصافی
شنبه 27 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
دیوانه است این پالپ فیکشن! خیلی خوبه!

یک روز از خواب پا می شی... می بینی رفتی به باد...
ای عرش کبریایی پالپ فیکشن ما رو داده بر باد. داد من از این ظالیم بیستان. یعنی باد رو بده به پالپ فیکشن یا پالپ فیکشن رو بده باد که ما رو داده بر باد!
پنجشنبه 25 مرداد 1386 04:08 ق.ظ
khili khobe ke filmname minivisid aghaye ghodrati.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر